پلن معاملاتی و سبد سهام


۷۰ اصل ساده برای فعالیت در بازار بورس

روانشناسی بازار سرمایه مهم تر از تحلیل تکنیکال و فاندمنتال

فعالیت در بازار بورس از دیدگاه طیف وسیعی از جامعه، خطر پذیر، پر ریسک و اتلاف زمان و سرمایه است. بر اساس این دیدگاه، خرید و فروش سهام در بازار سرمایه به خصوص در ایران که ثبات قیمتی و شفافیت مالی در سطح پایینی قرار دارد، فرآیندی اشتباه و پر خطا خواهد بود که دود شدن سرمایه را به دنبال می آورد. با این حال، آمارها نشان می دهد که ۱۰ درصد جمعیت ایران دارای کد بورس فعال بوده و روزانه بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد تومان سهام صدها شرکت بازار بورس توسط صدها هزار بورس باز و از طریق بیش از ۱۰۰ کارگزار رسمی، داد و ستد می شود.

سابقه ۵۰ ساله بازار بورس ایران نشان داده است که همواره ثبات سرمایه گذاری و سود دهی آن، به طور متوسط از بازارهای موازی مثل: ارز، سکه، طلا، زمین و ملک بیشتر بوده و بازدهی های غیر قابل تصور بعضا هزار درصدی را بر روی برخی از سهام در بازه بلند مدت به ارمغان آورده است که شبندر (پتروشیمی بندرعباس) و خصدرا (صنایع دریایی ایران)، تنها مشتی نمونه خروار است.

ما قبلا در سلسله گزارشاتی، به معرفی موضوعات مهم در سرمایه گذاری بازار بورس و ورود به این بازار اشاره کردیم. با توجه به استقبال عزیزان از این مطالب و روند رو به رشد جذب نقدینگی در بازار سرمایه ایران که در سالهای اخیر روند پر فراز و نشیبی را طی کرده است، بر آن شدیم تا ۷۰ اصل ساده اما کلیدی برای موفقیت در بازار سرمایه را به صورت نکته وار مطرح کنیم تا اگر علاقمند به سرمایه گذاری در بازار بورس در ماه های آینده هستید، به این موضوعات توجه کنید.

کتاب ۱۲۵ اصل موفقیت وارن بافت، برترین بورس باز تاریخ وال استریت آمریکا یکی از کتاب های مفید برای بورس بازهای جوان است.

فعالیت در بازار سرمایه مثل هر بازار دیگر، نیازمند دانش، روانشناسی بازار، صبوری، توجه به فاکتور سود آتی و تقدم بخشی به تدبر به جای تعلل است که زمینه موفقیت و بازدهی های فوق العاده و باور نکردنی را برای سرمایه گذاران به خصوص نسل جوان فراهم میکند.

  • مدیریت سرمایه را رعایت نمی کنیم.
  • درگیر هیجانات و احساسات در خرید و فروش سهام می شویم.
  • با شایعه خرید میکنیم و با شایعه سهم می فروشیم.
  • نمی توانیم قیمت مناسب خرید یا فروش را تشخیص دهیم.
  • صف های خرید و فروش در بورس برایمان مبنای تصمیم گیری می شود.
  • به حجم معاملات و فعالان سهم توجه نمی کنیم.
  • به ترکیب سهامداری شرکت ها توجه نمی کنیم.
  • در صف خرید می خریم و در صف فروش می فروشیم.
  • نمی دانیم هر سهمی را به چه تعداد باید خریداری کرد.
  • نمی دانیم هر سهم چند درصد سبد باید باشید.
  • نمی دانیم سبد بر اساس چه طیف صنعتی باید چیده شود.
  • درگیر روزمرگی در بازار بورس می شویم.
  • معتاد صفحه TSETMC می شویم بطوریکه هر روز باید چک کنیم.
  • گاهی وقتها طمع باعث می شود فروش خوبی نکنیم.
  • گاهی وقت ها ترس باعث می شود فروش بدی بکنیم.
  • گاهی وقت ها از ترس در یک قیمت مناسب نمی خریم.
  • گاهی وقت ها بخاطر طمعی که میکنیم در قیمت مناسب خرید انجام نمی دهیم.
  • دوره سرمایه گذاری خود را نمی دانیم.
  • سهم با دید کوتاه مدت میخریم تحت شرایط بلند مدتی نگهداری میکنیم.
  • سهم را بلند مدتی میخریم تحت شرایطی کوتاه مدتی خروج میکنیم.
  • پولی که برایمان حیاتی است را وارد بورس بازی کرده ایم.
  • پول بهره ای را وارد بازار کرده ایم.
  • پولی که از طریق وام بدست آورده ایم را وارد بازار بورس میکنیم.
  • بیشتر از توان پول درگیر در بازار اعتبار گرفته ایم.
  • آلوده فروم بازی و موبایل بازی در خرید و فروش سهام شده ایم.
  • به کسی اعتماد شدید داشتیم و بر اساس آن سهام خریده ایم.
  • نمی دانیم سهمی که خریده ایم را چه زمانی بفروشیم
  • نمی دانیم چه زمانی یک سهم را بخریم.
  • نمی دانیم چه زمانی p/e پایین خوب هست.
  • نمی دانیم چه زمانی p/e بالا بد هست.
  • نمی دانیم چرا بعضی مواقع تکنیکی حرکت می کنند و برخی بنیادی.
  • نمی دانیم چقدر شایعات در بازار تاثیر گذار هست.
  • نمی دانیم چه زمانی بازار تحلیل محور هست و چه زمانی شایعه محور.
  • به مسائل متفرقه غیر اقتصادی وزن زیادی می دهیم.
  • ارتباط بین نوسان های قیمت بورس را با بازارهای رقیب نمی دانیم.
  • گاهی آنقدر کوتاه مدتی می شویم که صرفاً برای کارمزد سازی کارگزار کار میکنیم.
  • گاهی آنقدر بلند مدت می شویم که از نوسان میان مدتی محروم می شویم.
  • از سیستم های غلطی که طراحی شده و در بازار موجود هست استفاده میکنیم.
  • حد خوشی و موفقیت در معامله برای خود تعریف نمی کنیم.
  • زندگی شخصی خود را با بازار بورس گره می زنیم.
  • زندگی شخصی خود و تنش های احتمالی را در معاملات خود وارد می کنیم.

اندیشه های روزانه گرگ وال استریت را در توییتر ایشان دنبال کنید: http://www.twitter.com/warrenbuffett

  • برای اطرافیان بخصوص فامیل خرید و فروش می کنیم.
  • بدون تبحر لازم سبد دیگران را مدیریت می کنیم.
  • فشارهای احتمالی بیرون بازاری را در معاملاتمان دخیل می کنیم.
  • با اطلاعات غلط کسب شده دست به معامله می زنیم.
  • تصور می کنیم باید معاملاتمان با سود بسته شود.
  • با یک زیان و افت قیمت سهام، معاملات بعدی مان تحت تاثیر قرار می گیرد.
  • به این باور نرسیدیم هر سهم مسئول سود خود هست و مسئول جبران زیان معاملات دیگر را ندارد.
  • نمی توانیم در شرایطی وجه نقد را در سبد بالا نگه داریم.
  • همیشه دوست داریم به هیجان سهامدار باشیم.
  • وقتی سهامدار هستیم خوشبینیم و وقتی نقد می کنیم دیدگاه مان صد درصد تخریبی می شود.
  • همبستگی صنایع با شاخص کل را نمی دانیم.

قانون اول: هرگز پول را از دست ندهید / قانون دوم: قانون اول را فراموش نکنید

  • با مفهوم بتا آشنا نیستیم.
  • نمی توانیم ارتباط بین تحلیل تکنیکی و بنیادی را برقرار کنیم.
  • قدرت اخبار منتشره و تاثیرش برای صنایع مرتبط را نمی دانیم.
  • در منایع آموزشی نمی توانیم مبنایی بر صحت و سقمش در نظر بگیریم.
  • با یک دیدگاه غلط تحلیلی دست به خرید و فروش می زنیم.
  • گاهی وقت ها با سهام ازدواج می کنیم.
  • در منفی های بازار دنبال مقصر افت می گردیم.
  • در مثبت های بازار دچار غرور کذایی می شویم.
  • گاهی مسئولیت خرید و فروش خود را به گردن دیگران می اندازیم.
  • یک برنامه ریزی مشخص برای آینده سود سازی مان نداریم.
  • دیدگاه ها بیشتر امید به آینده هست و گاهی از وضعیت بازار حس نگرانی پیدا نمی کنیم.
  • معیار غلط بودن و درست بودن تحلیل را نمی دانیم.
  • یک پلن معاملاتی منظم برای معامله کردن نداریم.
  • هر بار یک چیز را مبنای ورود به معامله میکنیم.
  • پلن معاملاتی اگر مکتوب نشود کارا نیست.
  • پلن معاملاتی تمام ریز موارد را مشخص نکنید کارایی ندارد.
  • فرق ترید با تحلیل را نمی دانیم.

فعالیت در بازار بورس برای کسانی که نگاه بلند مدت و نگرش تحلیلی جامعه به بازار دارند، گزینه خوبی برای سرمایه گذاری دراز مدت است و امیدواریم شمار بورس بازهای ایران تا عصر ۱۴۰۰، چندین برابر تعداد موجود باشد.

جانمایی اوراق در سبد بانک‌ها

دنیای اقتصاد : این هفته وزارت اقتصاد برای پیدا کردن مشتری اوراق در بازار اولیه، به زحمت نیفتاد. شانزدهمین مرحله از حراج اوراق بدهی دولتی برگزار شد. در این مرحله، بیش از ۳ هزار میلیارد تومان از اوراق دولتی فروخته شد. بر این اساس، مکانیزم جدید تامین مالی دولت برای شانزدهمین هفته، کار کرد تا دولت مجموعا تاکنون موفق به تامین حدود ۷۰ هزار میلیارد تومان از این طریق شود. در آخرین حراج برگزار شده، میانگین وزنی نرخ بهره موثر اوراق به زیر ۲۰ درصد رسیده است. نکته اینجا بود که الزام بانک‌ها به نگهداری ۳ درصد از مجموعه سپرده‌ها در قالب اوراق، موجب بازگشت تقاضای بانک‌ها به این بازار شده و همین مساله تامین مالی دولت را تسهیل کرده است. وزرات اقتصاد تقریبا با ۱۰۰درصد سفارشات در حراج شانزدهم موافقت کرده است.

حراج شانزدهم

به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی، پیرو اطلاعیه روز سه‌شنبه ۱۸ شهریورماه ۱۳۹۹ درخصوص برگزاری حراج اوراق بدهی دولتی به اطلاع می‌رساند، طی برگزاری شانزدهمین مرحله از این حراج، تعداد ۴ بانک و ۳ صندوق سرمایه‌گذاری سفارش‌های خود را در مجموع به ارزش ۳/ ۲۹ هزار میلیارد ریال در سامانه‌های بازار بین‌بانکی و مظنه‌یابی شرکت مدیریت فناوری بورس تهران ثبت کردند. وزارت امور اقتصادی و دارایی نیز با فروش ۶/ ۹ هزار میلیارد ریال اوراق «اراد۵۱» با نرخ بازده تا سررسید ۱۹ درصد، ۹۵۰ میلیارد ریال اوراق «اراد۴۵» با نرخ بازده تا سررسید ۲۰ درصد، ۶/ ۱۳ هزار میلیارد ریال اوراق «اراد۵۲» با نرخ بازده تا سررسید ۲۰ درصد و ۵ هزار میلیارد ریال اوراق «اراد۵۳» با نرخ بازده تا سررسید ۲۱ درصد (در مجموع به ارزش ۲/ ۲۹ هزار میلیارد ریال) موافقت کرد. معاملات مربوط به فروش این اوراق به نهادهای مالی برنده در روز سه شنبه ۲۵ شهریورماه ۱۳۹۹ توسط کارگزاری بانک مرکزی در سامانه پلن معاملاتی و سبد سهام معاملاتی بورس ثبت شد. در واقع وزارت اقتصاد تقریبا با ۱۰۰ درصد سفارشات ارائه شده، موافقت کرد.

به علاوه، سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی در فرآیند خارج از حراج و از طریق بورس در حدود ۵/ ۱ هزار میلیارد ریال اوراق «اراد۴۵» با نرخ بازده تا سررسید ۲۰ درصد، ۶/ ۱۱ میلیارد ریال اوراق «اراد۴۹» با نرخ بازده تا سررسید ۲۱ درصد و ۹۷ میلیارد ریال اوراق «اراد۵۳» با نرخ بازده تا سررسید ۲۱ درصد (در مجموع به ارزش ۶/ ۱ هزار میلیارد ریال) را خریداری کردند. در مجموع، ۸/ ۳۰ هزار میلیارد ریال اوراق بدهی دولت در هفته جاری توسط سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی خریداری شد.

سیر تقاضای بانکی

از هفته هفتم تا سیزدهم حراج اوراق، تقاضای بانک‌ها برای خرید اوراق به سمت صفر میل کرد. در واقع بانک‌ها تمایلی به خرید اوراق با نرخ‌های پیشنهادی وزارت اقتصاد یا نرخ‌های مورد قبول این وزارتخانه نداشتند. به همین دلیل در سیزدهمین هفته حراج، خرید بانک‌ها از اوراق به صفر رسید و این عدد در هفته چهاردهم تنها ۱۹۰ میلیارد تومان بوده است. اما بخشنامه جدید بانک مرکزی، قدرت چانه‌زنی بانک‌ها در بازار اوراق را کاهش داد. در بخشنامه‌ای که سیاست‌گذار پولی در ۱۲ شهریور ماه به شبکه بانکی ابلاغ کرد، بانک‌ها و موسسات اعتباری غیربانکی را موظف کرد که ظرف مدت سه ماه، حداقل معادل ۳ درصد از مانده کل سپرده‌های خود را به‌صورت اوراق مالی اسلامی قابل معامله در بازار سرمایه که توسط خزانه‌داری کل کشور منتشر می‌شود، نگهداری کنند. دقیقا از حراجی که بعد از این تاریخ برگزار شد، تقاضای بانک‌ها برای خرید اوراق با جهش مواجه شد. در هفته پانزدهم ۵/ ۲ هزار میلیارد تومان از اوراق دولتی توسط بانک‌ها خریداری شد. در آخرین مرحله حراج نیز وزارت اقتصاد با فروش ۹/ ۲ هزار میلیارد تومان اوراق به بانک‌ها موافقت کرد. سهم بانک‌ها از اوراق فروش رفته در این هفته حدود ۹۵ درصد بوده است، در حالی‌که طی هفته‌های گذشته، وزارت اقتصاد ناچار بود برای یافتن مشتری با نرخ سود مدنظرش، به سراغ بازار سرمایه و مذاکره با برخی نهادهای مالی رود. اما در شانزدهمین هفته از حراج اوراق دولتی، تنها حدود ۱۶۰ میلیارد تومان از اوراق را در بازار سرمایه به فروش رساند. این کمترین میزان فروش در بازار سرمایه در طول ۱۱ هفته گذشته به حساب می‌آید. در واقع از زمانی‌که در کنار حراج اوراق، مکانیزم بازار سرمایه نیز برای فروش اوراق به‌کار گرفته شد، هیچ‌گاه میزان فروش به این اندازه نبوده است. این مساله نشان می‌دهد وزارت اقتصاد توانست با نرخ مد نظر خودش، در بین بانک‌ها تامین مالی کند. حتی نرخ سود موثر، نسبت به هفته گذشته با افت ۲/ ۰ واحد درصد همراه شده است. البته میزان تامین مالی در هفته شانزدهم به میزان هفته پانزدهم نبوده است که این مساله می‌تواند ناشی از دسترسی مناسب خزانه‌داری به منابع، در حال حاضر باشد. بانک مرکزی نیز ۱۲ شهریور ماه در گزارش وضعیت از تحولات اقتصاد کلان، درخصوص کاهش رشد پایه پولی اعلام کرده بود: «رشد پایه پولی در پایان مرداد سال جاری نسبت به پایان سال قبل معادل ۹/ ۲درصد و نسبت به ماه مشابه سال قبل معادل ۸/ ۲۶ درصد بوده است. ذکر این نکته ضروری است که کاهش قابل ملاحظه رشد پایه پولی در دوره مورد بررسی به تامین کسری بودجه دولت از محل انتشار اوراق مالی و فروش اموال و سهام دولت مربوط بوده که زمینه‌ساز افزایش سپرده‌های دولت نزد بانک مرکزی بوده است.» افزایش سپرده‌های دولت نزد بانک مرکزی این سیگنال را صادر می‌کند که دولت با فروش اوراق توانسته به وضعیت قابل قبولی از نظر منابع در دسترس برسد. همین مساله می‌تواند بی‌نیازی دولت از فروش بیشتر اوراق در هفته جاری را نیز توضیح دهد.

تحولات نرخ سود

نرخ سود در بازار اولیه اوراق در طول هفته‌های اخیر، روند باثباتی را طی می‌کند. اوراق ۲ ساله از هفته دهم، در نرخ ۲۰ درصد میخکوب شده است. اوراق ۳ ساله نیز در طول ۷ هفته آخر حراج، با نرخ ۲۱ درصد به فروش رفته است. این مساله نشان می‌دهد نرخ مطلوب وزارت اقتصاد برای اوراق ۲ ساله و ۳ ساله فعلا در محدوده ۲۰ تا ۲۱ درصد قرار دارد. در هفته جاری اوراق ۲ ساله بیشترین فروش را با نرخ ۲۰ درصد داشته است. کمترین محبوبیت نیز در اوراق ۳ ساله با نرخ ۲۱ درصد گزارش شده است. کل اوراق ۳ ساله فروش رفته معادل ۵۱۰ میلیارد تومان بوده است. این یعنی تقاضا برای اوراق ۳ ساله با نرخ فعلی، به کمترین میزان رسیده است. کمااینکه در مورد اوراق یکساله، وزارت اقتصاد در هفته جاری انعطاف نشان داد و حاضر به فروش با نرخ بالاتری نسبت به هفته‌های گذشته شد. اوراق یکساله پیش از این با نرخ سود ۹/ ۱۸ درصد فروش رفته بود. اما در هفته شانزدهم، نرخ سود اوراق یکساله به ۱۹ درصد افزایش یافت.

اولین حراج مهر ماه

اولین حراج نیمه دوم سال، در اول مهر ماه برگزار می‌شود. در حراج هفته آینده سه نماد «اراد ۴۹»، «اراد ۵۲» و «اراد ۵۳» با سررسیدهای ۲ ساله و ۳ ساله عرضه می‌شوند. حجم عرضه اوراق در اولین روز پاییز، معادل ۱/ ۵هزار میلیارد تومان است. بانک‌ها و موسسات اعتباری غیربانکی متقاضی شرکت در این حراج می‌توانند نسبت به ارسال سفارش‌های خود تا ساعت ۱۲:۰۰ روز یکشنبه ۳۰ شهریورماه ۱۳۹۹ تنها از طریق سامانه بازار بین‌بانکی اقدام کنند. صندوق‌های سرمایه‌گذاری، شرکت‌های بیمه‌ای و شرکت‌های تامین سرمایه متقاضی شرکت در این حراج نیز می‌توانند سفارش‌های خود را تا ساعت ۱۲:۰۰ روز یکشنبه ۳۰شهریورماه ۱۳۹۹ از طریق سامانه مظنه‌یابی شرکت مدیریت فناوری بورس تهران ثبت کنند. معاملات مربوط به این حراج در روز سه‌شنبه اول مهرماه ۱۳۹۹ انجام خواهد شد.

بهتر است همانند یک سامورایی وارد معامله شوید

بهتر است همانند یک سامورایی وارد معامله شوید

بهتر است همانند یک سامورایی وارد معامله شوید این جمله فردیست به نام مک کال که چندین سال از عمر خودش را صرف تحقیق در مورد روش های صحیح معامله کردن گذراند.

اون در مجله ای در سال 1994 اعلام کرد که میتوانیم از رفتار جنگجویان سامورایی در انجام معاملات الگو برداری کنیم . او روش خودش را ACTION نام گذاری کرد و این روش را بر شش بخش تقسیم بندی نمود . در ادامه به این 6 بخش خواهیم پرداخت

1- قبل از اینکه وارد معامله ای شوید بدترین شرایط را که ممکن است بوجود آید را تصور کنید :

یک جنگجوی سامورایی قبل از اینکه وارد یک نبرد شود این را قبول میکند که ممکن است در آن نبرد کشته شود بنابراین با شجاعت و اقتدار بیشتری وارد نبرد میشود . یک معامله گر هم دقیقا باید قبل از اینکه معامله ای انجام دهد باید این موضوع را قبول کند که ممکن است معامله اش با شکست و ضرر تمام شود لذا زمانی که با پذیرفتن این موضوع وارد معامله شوید ، اعتماد بنفس بیشتری خواهید داشت و میتوانید تصمیمات بهتری در انتخاب نوع بازار و زمان ورود بگیرید.

2-آرامش ذهنی و تمرکز داشته باشید :

آقای مک کال اعتقاد دارد باید قبل از انجام معامله ذهنتان را آرام کنید و هیچ دغدغه و درگیری ذهنی نداشته باشید ، برای آرامش ذهنی و تمرکز میتوانید قبل از معامله چشمانتان را ببندید ، چند نفس عمیق بکشید و به هیچ چیزی فکر نکنید.

3-به تجربه و مهارت خود اعتماد کنید:

یک سامورایی زمانی که مشغول به نبرد میباشد حرکات فوق العاده ای را انجام میدهد که باعث کشته نشدنش در میدان میشود این حرکات سامورایی نشات از تجربه ، تمرین و مهارت شخصی اش میگیرد ، یک معامله گر هم دقیقا باید با توجه با مواردی که گفته شد عمل کند یعنی اگر در جایی احساس کرد روند در حال ریزش است باید فورا سهم خود را بفروشد تا متحمل ضرر نشود ، آقای مک کال میگویدکه شما نباید به تنهایی از ابزار هایی که در دسترس دارید استفاده کنید بلکه حتما از بینش و درک خودتان از بازار هم کمک بگیرید تا بهترین پلن معاملاتی و سبد سهام نتیجه عاید شما شوید.

در بسیاری از کتاب های روانشناسی آمده است که برای بدست آوردن موفقیت اول باید آن را در ذهن خود تصور کنید ، در برخی اوقات ممکن است چندین شکست و ضرر پشت سرهم داشته باشید لذا هیچ موقع نباید تصویر بد و منفی از بازارهای مالی در ذهن خود بوجود آورید.

5- غلبه کردن بر ترس:

شما هیچ سامورایی را نمیتوانید پیدا کنید که از نبرد ترس داشته باشد ، یک معامله گر زمانی که ترس به سراغش می آید ، دچار افراط زیاد در تحلیل کردن نمودار میشود که همین افراط باعث میشود تحلیلهایش اشتباه از آب دربیایند ، شما باید به مهارت های شخصی خود و ابزارهایی که به انها دسترسی دارید اعتماد کنید و از رفتار های افراط گرایانه بپرهیزید .

شما باید بر روی معاملات خود دقت و تمرکز لازم را داشته باشید نه بر روی چیزی که قرار هست یا قرار نیست اتفاق بیوفتد. شما علم غیب ندارید که متوجه شوید در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد ولی میتوانید بر روی اتقافی که می افتد نظارت داشته باشید.

برخی از روانشناسان این وضعیت را به ترس از پرواز تشبیه کرده اند پلن معاملاتی و سبد سهام ، به پایان خوبی که دارد تمرکز کنید ، به راحتی و کوتاه شدن راه فکر کنید.

6- اگر وارد معامله ای شدید سعی نکنید خط مشی خود را تغییر دهید :

معامله گران حرفه ای بسیار علاقه دارند تا طبق پلنی که طراحی کرده اند پیش بروند و هرگز نحوه معاملاتی خود را تغییر ندهند. اینکار باعث میشود با اعتماد بیشتری وارد معامله شوید چرا که طبق یک برنامه خاص پیش رفته اید .

به هیچ عنوان اگر شک و یا تردید دارید وارد معامله نشوید و یا اگر فکر میکنید با این معامله سود بسیار خوبی نصیب شما میشود میتوانید وارد آن معامله شوید . سعی کنید حتما برای خود یک پلن معاملاتی بنویسید و طبق همان وارد بازار شوید.

پیشنهاد میکنیم از این 6 اصلی که گفته شد در معاملات خود بکار بگیرید . همواره سعی کنید در معاملات خود زیان را بپذیرید ، فردی آرام و با تمرکز باشید ، به ابزارهایی که دارید و تجربه و بینش خودتان اعتماد کنید ، تصویر سازی اینکه یک معامله گر حرفه ای و موفق هستید را همیشه انجام دهید ، به ترس خود در برابر انجام معاملات غلبه کرده و یک چارچوب برای وارد شدن به معاملات ترسیم کنید تا درصد بازدهی شما در بازارهای مالی بیشتر از قبل شود .

بازار سهام در مقابل بازار ارز دیجیتال!

سرمایه‌گذاری در سهام یک انتخاب قدیمی است درحالی‌که کریپتو شکل جدیدی از سرمایه‌گذاری است.

این امر تبدیل به یک بحث جدی بین سرمایه‌گذاران شده است. برای سالیان متمادی است که سهام وجود داشته‌اند و تقریباً توانسته است اعتماد همگان را در بازار اقتصادی جلب نماید، درحالی‌که ارزهای دیجیتال در سال‌های اخیر شروع به کار کرده‌اند.

برای سرمایه‌گذاران باتجربه، این مهم نیست که کدام‌یک بهتر است، بلکه این مهم است که کدام شکل از سرمایه‌گذاری با اهداف آن‌ها همسو است. آن‌ها می‌خواهند طی چه مدت‌زمانی به چه نتایجی دست یابند؟

سهام توسط دارایی‌های شرکت یا پول فیزیکی پشتیبانی می‌شود، این در حالی است که این مورد در مورد بازار رمزارز صدق نمی‌کند. بازار رمزارز جوان است و به‌سرعت در حال رشد است که به این معنی است که نوسانات زیادی وجود دارد. سؤال “کدام بهتر است؟” پاسخ دقیق و واضح به این سؤال دشوار است، زیرا به انگیزه‌های شخصی بستگی دارد.

سی ان بی سی (CNBC ) دریافت که در سال 2021 نیمی از میلیونرها حداقل 25 درصد از ثروت خود را در ارزهای دیجیتال سرمایه‌گذاری کرده‌اند. آیا باید در سهام سرمایه‌گذاری کرد یا ارز دیجیتال؟ انتخاب و پاسخ به این سؤال همه به شما بستگی دارد.

  • آیا ارز دیجیتال مانند سهام عمل می‌کند؟

سرمایه‌گذاری در سهام با تعهد وجوه به ارزهای دیجیتال متفاوت است. بااین‌حال، هرکدام از این دو مزایا و معایب خود را دارند.

هم ارزهای دیجیتال و هم سهام هر دو برای سرمایه‌گذاری و افزایش ثروت استفاده می‌شود. اما همان‌طور که در بالا ذکر شد روش سرمایه‌گذاری کاملاً متفاوت است. هنگامی‌که شما درزمینه سهام سرمایه‌گذاری می‌کنید، مالک بخشی خاص از یک شرکت به نام سهامدار می‌شوید.

امکان خرید سهام در ساعات فعالیت بازار بورس وجود دارد. اگر سهامی که در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اید عملکرد خوبی داشته باشد، سود سهام نیز دریافت خواهید پلن معاملاتی و سبد سهام کرد. سود سهام ممکن است به صورت نقد نگهداری شود یا مجدداً سرمایه‌گذاری شود تا سهام بیشتری توسط سرمایه‌گذارانی که آن‌ها را دریافت می‌کنند جمع‌آوری کنند.

بازار سهام از نظر قوانین و مقررات فوق‌العاده سخت‌گیرانه عمل می‌کند و در صورت عدم رعایت این قوانین مجازات‌های سخت‌گیرانه ای در نظر گرفته شده است. در مقابل بازار کریپتو نیازی به سروکار داشتن با قوانین و مقررات بین‌المللی ندارد و به‌صورت 24 ساعته در حال فعالیت است. زمانی که در بازار ارزهای دیجیتال فعال هستید، سود سهام پرداختی دریافت نمی‌کنید، مالکیتی وجود ندارد. در عوض، می‌توانید توکن‌های خود را برای کسب درآمد غیرفعال قرض دهید یا سهام‌داری کنید.

درصورتی‌که قصد سرمایه‌گذاری در ارزهای دیجیتال را دارید، می‌توانید به‌راحتی این کار را انجام دهید. با انجام این کار، کوین‌های دیجیتال خارج از کنترل بانک مرکزی قرار می‌گیرند و به شما این امکان را می‌دهند که تراکنش‌های ناشناس را با سرعت بسیار بالا و دور زدن روندهای اقتصادی مانند تورم انجام دهید.

  • آیا ارز دیجیتال سرمایه‌گذاری خوبی در سال 2022 است؟

اگر قصد سرمایه‌گذاری در ارزهای دیجیتال را دارید، باید با خطرات و مزایای بازار ارز دیجیتال آشنا باشید.

اینکه آیا ارز دیجیتال سرمایه‌گذاری خوبی در سال 2022 است یا خیر نیز یک موضوع ذهنی است. در سال‌های اخیر قطعاً پیشرفتی در عادی‌سازی بازار ارزهای دیجیتال صورت گرفته است.

بااین‌حال، شخص سرمایه‌گذار هنوز مجاز به استفاده از سکه‌های خود برای کارهای روزمره مانند خرید مواد غذایی یا پرداخت اجاره نیست. مقررات از یک سو راحتی را فراهم می‌کند، اما از سوی دیگر محدودیت‌هایی نیز دارد.

برای مثال، دولت‌ها می‌توانند به زیرساخت نفوذ کنند و فعالیت‌های ارزهای دیجیتال را راحت‌تر ردیابی کنند. درنتیجه، امکان ناشناس بودن تراکنش‌ها کاهش می‌یابد و دوره مالیات بر دارایی‌های رمزنگاری شما فرا می‌رسد. اگر تمایل به سرمایه‌گذاری در ارزهای دیجیتال دارید، باید از خطرات موجود در کنار سودهای احتمالی آگاه باشید.

  • آیا سهام سرمایه‌گذاری خوبی در سال 2022 است؟

بازار سهام به‌اندازه بازار ارز دیجتال غیرقابل‌پیش‌بینی است. شخص شما به‌عنوان یک سرمایه‌گذار ملزم هستید تحقیق کنید و از خطرات این بازار آگاه باشید.

هیچ‌کس نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند، بنابراین هرگز این امکان وجود ندار که در مورد سرمایه‌گذاری خود مطمئن باشید. سهام برایان دسته افرادی که می‌خواهند سرمایه‌گذاری بلندمدت داشته باشند جالب است. ما در دوران هیجان‌انگیزی زندگی می‌کنیم، زیرا اقتصاد تحت تأثیر عوامل بسیاری در سال 2022 قرار گرفته است. به عنوان مثال، همه‌گیری کووید-19 و جنگ بین روسیه و اوکراین منجر به تورم در بازار شد.

به همین دلیل، بازار سهام نیز در حال حاضر در کنار بازار کریپتو نوسانات زیادی را تجربه می‌کند. بنابراین، نمی‌توان قیمت سهام را پیش‌بینی کرد – ما فقط زمانی می‌دانیم که آینده در آستانه ما باشد.

  • معاملات ارز دیجیتال در مقابل معاملات سهام – چه تفاوتی دارند؟

بازارهای ارز دیجیتال و بازارهای سهام بی‌ثبات هستند و تحت تأثیر اتفاقات خارجی قرار می‌گیرند. بااین‌حال، تفاوت‌هایی نیز بین آن‌ها وجود دارد.

وقتی در مورد ارز دیجیتال در مقابل سهام صحبت می‌کنیم، تفاوت زیادی در نحوه معامله آن‌ها وجود دارد. ارز دیجیتال را می‌توان در بازار ارز دیجیتال خریداری کرد، درحالی‌که امکان خرید سهام تنها در بازار بورس وجود دارد. البته همان‌طور که پیش‌ازاین نیز توضیح داده شد در مبادلات و ساعات کار تفاوت‌هایی وجود دارد.

به‌طورمعمول، بازار ارز دیجیتال نسبت به بازار سهام بی ثبات‌تر است. بااین‌حال، بازار سهام نیز به دلیل تغییرات نرخ بهره و شرایط نامشخص مانند جنگ، نرخ تورم و تغییرات سیاست پولی در معرض نوسان است. اما، در مورد هزینه‌های معاملاتی در ارزهای دیجیتال در مقابل سهام چطور؟

اساساً، کارمزد تراکنش‌ها برای بازار ارز دیجیتال اعمال نمی‌شود، زیرا این بازار غیرمتمرکز است. بااین‌حال، برای پاداش دادن به ماینرها و اعتباردهندگانی که تراکنش‌های شبکه را ایمن می‌کنند، هزینه شبکه پرداخت می‌کنید.

در بازار سهام، هزینه‌های معامله مانند کارمزد کارگزاری اعمال می‌شود. اگر می‌خواهید سرمایه گذاری در سهام انجام دهید، کمترین میزان سرمایه خود را در نیروهای بازار و روندهای اقتصادی وارد کنید و به خوبی از روند بازار مطلع باشید. هیچ سرمایه گذاری بدون ریسک، حتی در بازار سهام وجود ندارد.

  • سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال برای مبتدیان

تحقیقات خود را انجام دهید و برنامه گام‌به‌گام خرید ارزهای دیجیتال را دنبال کنید. هنگامی‌که می‌خواهید سرمایه‌گذاری در ارزهای دیجیتال را شروع کنید، باید بدانید که چه‌کاری انجام می‌دهید و بر روی چه چیزی سرمایه‌گذاری می‌کنید. همه کوین‌ها ارزش تولیدی ندارند و شما باید به‌دقت بر سبد سهام خود نظارت داشته باشید تا بتوانید به‌موقع اقدام کنید. «ارزان بخرید و گران بفروشید» چیزی است که باید آرزو و هدف شما باشد، اما برای معامله‌گران بی‌تجربه می‌تواند کاملاً برعکس باشد. هم با سهام و هم با ارزهای دیجیتال، مهم است که پولی را که هنوز به آن نیاز دارید سرمایه‌گذاری نکنید زیرا همیشه ریسک‌هایی در سرمایه‌گذاری وجود دارد.

تیک پرافیت (Take profit) چیست؟

take-profit

تیک پرافیت (Take profit) یا همان حد سود، بخشی از استراتژی خروج از معاملات است. استراتژی خروج نقش مه‌می‌در سودآوری معامله گران دارد. بسیاری از معامله گران موفق تیک پرافیت دارند. و بقیه را نیز به داشتن حد سود تشویق می‌کنند. در این نوشته مزایای داشتن حد سود و انواع حد سود را بررسی می‌کنیم.

مفهوم تیک پرافیت (Take profit) چیست؟

تیک پرافیت Take Profit یا همان حد سود در معاملات یک دستور از پیش تعیین شده روی یک قیمت خاص از نمودار است. وقتی نمودار قیمت به آن برسد موقعیت معاملاتی، به صورت اتوماتیک بسته می‌شود و سود حاصل از معامله، برداشت و به حساب معامله گر اضافه می‌شود. این اتفاقی است که در بازارهایِ با نقدینگی بالا مانند فارکس یا کریپتوکارنسی برای معاملاتِ حد سود دار رخ می‌دهد. در بازارهای که نقدینگی کمتری دارند مثلا انواع بازار سهام و… حد سود، ممکن است نتواند در لحظه موقعیت معاملاتی را ببندد اما یک اردر فروش صادر می‌کند که در صورت وجود خریدار در آن قیمت خاص، سبب بسته شده معامله می‌شود و معامله گر می‌تواند سود خود را برداشت کند. برای درک بهتر مفهوم حد سود، باید ابتدا با ضرورت داشتن پلن معاملاتی و استراتژی خروج از معاملات، آشنا شوید.

مفهوم تیک پرافیت (Take profit) چیست؟

پلن معاملاتی چیست و چرا باید پلن معاملاتی داشته باشیم؟

هر معامله گرِ مبتدی، ابتدا باید آموزش‌های ضروری برای ورود به بازارهای مالی را یاد بگیرد. در صورتی که آموزش، منسجم و به صورت دوره آموزشی انجام شوند. آخرین مرحله، نوشتن پلن معاملاتی خواهد بود. زیرا اغلب مدرسینِ دوره‌های مالی یا نویسندگان کتاب‌های آموزشی، شیوه عملیِ کار با مطالب آموزشی را نیز بیان می‌کنند. پلن معاملاتی مجموعه ای از دستورالعمل از پیش تعیین شده برای کار کردنِ عملی با مطالب آموزشی در هنگام اتفاقات لایوِ بازار است. هر معامله گر برای کسب سود پایدار از بازار، باید یک پلن معاملاتی مکتوب داشته باشد. در غیر این صورت نمی‌تواند به موقع در برخورد با اتفاقات بازار تصمیم درست بگیرد و سرمایه خود را در خطر قرار خواهد داد.

اجزای هر پلن معاملاتی

در هر پلن معاملاتی یک سری قوانین عمو‌می‌ وجود دارد از جمله اینکه معامله گر، تابع چه سبکی از معامله است؟ در چه ساعاتی ترید ‌می‌کند؟ مجاز به خرید و فروش چه مواردی است؟ و… این موارد، چهارچوب کلی و خط مشی معامله گر را تعیین می‌کنند. اما داستان معامله گری به این مفاهیم کلی ختم نمی‌شوند بلکه فرد باید روش‌هایی برای انجام عملی هر معامله، داشته باشد. این روش‌ها همان استراتژیهای معاملاتی هستند.

استراتژی‌های معاملاتی

به طور کلی دو استراتژی عمده در هر پلن معاملاتی وجود دارند که بدون آنها پلن یا برنامه معامله گر، ناقص خواهد بود. این دو مورد عبارت اند از‌:

1-استراتژی ورود به معاملات

استراتژی ورود به معاملات، شامل تما‌می ‌دلایلی است که یک معامله گر با استناد به آنها وارد یک موقعیت معاملاتیِ خاص می‌شود. مثلا فرض کنید پلن معاملاتی یک معامله گر بر پایۀ کار با میانگین‌های متحرک 100 و 50 دوره ای (SMA50‌، SMA100) در تایم روزانه، نوشته شده است.

اجزای-هر-پلن-معاملاتی

در مثال بالا ممکن است استراتژی شخص برای ورود به معاملات، قطع شدن نمودار SMA 100، توسط نمودار SMA 50 باشد. شخصی دیگر بر پایه بسته شدن یک کندل خاص تصمیم به ورود به معاملات می‌گیرد. همه این موارد استراتژی‌های ورود هستند که باید از قبل قوانین آنها به صورت کاملا شفاف در پلن نوشته شده باشد. در غیر این صورت فرد به خود اجازه خواهد داد در هر کجا وارد بازار شود و در نهایت با شکست روبرو خواهد شد.

2-استراتژی خروج از معاملات

مهمترین بخش معامله گری از اینجا به بعد شروع می‌شود. یعنی داشتن برنامه ای از پیش تعیین شده برای خروج از معاملات. تمام اقدامات قبلیِ معامله گر بدون داشتن استراتژی برای خروج از معاملات، تنها یک تحلیل خشک و خالی یا بدتر از آن، یک گمانه زنی است. استراتژی خروج به ما می‌گوید کِی، کجا و چگونه از معاملاتی که بر پایه این تحلیل انجام داده ایم خارج شویم.

مفهوم ساده تیک پرافیت

استراتژی خروج از معاملات در شکل ساده و ابتدایی خود، در دو چیز خلاصه می‌شود: داشتن حد ضرر (STOP LOSS) و حد سود (Take Profit). در این مفهوم ساده، حد زیان به معنی اُردری قیمتی است.

مفهوم-ساده-تیک-پرافیت

که با یک ضرر مشخص، معاملات ما را ‌می‌بندد تا از زیان بیشتر جلوگیری کند. تیک پرافیت نیز اردری قیمتی است که با مقدار مشخصی از سود، معاملات را ‌می‌بندد تا به ما کمک کند سود خود را برداشت کنیم.

چرا توصیه ‌می‌شود معامله گران Take Profit داشته باشند؟

1- بانک ها و موسسات بزرگ، Take Profit دارند؟

اولین دلیل برای مفید بودن حد سود این است که بسیاری از موسسات و بانک‌هایی که در قالب پول هوشمند در بازار عمل ‌می‌کنند حد سود دارند. این موضوع را زمانی ‌می‌فهمید که بازار نوسانات سریع دارد مثلا به فرض، در بازار فارکس یا ارز دیجیتال فعالیت ‌می‌کنید. اگر به رفتار نمودار قیمت دقت کنید متوجه می‌شوید نمودار قیمت بعد از رسیدن به اعدادی خاص به سرعت واکنش نشان می‌دهد و حرکات بزرگی انجام می‌دهد. این حرکات به دلیل سفارشات بزرگی است که بر روی آن اعداد خاص قرار داده شده اند. بخش بزرگی از این سفارشات به صورت تیک پرافیت هستند. یعنی سبب خروج سریع حجم بزرگی از نقدینگی از بازار می‌شوند به همین دلیل است که بازار گاها در یک روند، به سرعت برمی‌گردد.

2-محاسبه ریسک به ریوارد نیازمند Take Profit است

اکثر معامله گران دو شاخص عمده برای سنجش میزان موفقیت خود دارند. این دو شاخص وین ریت (WIN RATE) و ریسک به ریوارد (RISK TO REWARD) هستند. وین ریت به ما می‌گوید که در چند درصد معاملات خود سود می‌کنیم و ریسک به ریوارد نیز اندازه نسبی زیان را در برابر سود، تعیین می‌کند.

وجود یک تعادل درست بین این دو شاخص، سبب سودآوری یا زیان دهیِ نهایی یک معامله گر در طولزمان می‌شود. اگر حد سود نداشته باشیم. هیچ داده خام درستی برای به دست آوردن شاخص ریسک به ریوارد نخواهیم داشت در نتیجه نمی‌توانیم ضعف یا قوت کار خود را تشخیص دهیم. در صورت وجود ضعف در پلن معاملاتی، نمی‌توانیم راهکاری برای آن پیدا کنیم. هر معامله گر باید به صورت دوره ای در پلن خود بازنگری کند و اصلاحاتی انجام دهد. در غیر این صورت، نقص‌های احتمالی در پلن سبب شکست وی خواهند شد. تنظیم ریسک به ریوارد نیاز به STOP LOSS و Take Profit دارد.

محاسبه-ریسک-به-ریوارد-نیازمند-Take-Profit-است

3- Take Profit سبب حفظ سودهای معامله گر ‌می‌شود

هر روند یا سوینگ از مجموعه ای از صعود‌ها و نزول‌ها تشکیل شده است. پس بعد از هر صعود، یک نزول احتمالی در راه است. اگر سهام یا ارزی دیجیتال خریده اید و در سود است باید بدانید که در نهایت در نقطه از نمودار، روند سوددهی تمام می‌شود. و بازار تمام یا بخشی از مسیر رفته را باز می‌گردد. پس اگر می‌خواهید بازار سودهای شما را پس نگیرد باید یک حد سود برای خود تعریف کنید.

4- حد سود به عنوان راهی برای کاهش احتمالی زیان

اگر چه حد سود، بیشتر به عنوان ابزاری برای برداشت سود از بازار شناخته شده است. اما در بسیاری از موارد به عنوان حد زیان نیز می‌توان از آن استفاده کرد. مثلا فرض کنید در بازار فارکس جفت ارز یورو به دلار خریده‌اید و موقعیت معاملاتی شما در زیان است. در فاصله این که قیمت به حد زیان شما برخورد کند این احتمال نیز وجود دارد که قیمت به نقطه اولیه ورود به معامله، برگشتی داشته باشد.

در این حالت اگر قبل از این برگشت، حد سود خود را به نقطه ورود منتقل کنید معامله شما به صورت سر به سر بسته خواهد شد. و هیچ زیانی نخواهید کرد. در نتیجه می‌توانید به تیک پرافیت به عنوان ابزاری برای کاهش زیان‌های احتمالی نیز نگاه کنید.

Take-Profit-تیک-پرافیت-سبب-حفظ-سودهای-معامله-گر-‌می‌شود

انواع تیک پرافیت Take Profit

1-تیک پرافیت Take Profi واحد یا تکی:

در بسیاری از موارد، معامله گران حجم مشخصی از دارایی را در قیمت‌های مختلف خریداری می‌کنند مثلا فرض کنید شخصی، ارز دیجیتال ترون را در یک روند صعودی خریداری کرده است.اما در چند نوبت و در قیمت‌های مختلف. پس بخشی از توکن‌ها نسبت به قیمت اولیه، سود بیشتری کرده اند اما برخی در سود کمتر یا حتی در قیمتی پایین تر از قیمت خرید اولیه هستند.

معامله گر می‌تواند تمام داراییِ ترون خود را در یک قیمت مشخص بفروشد. و در این حالت گفته می‌شود که وی، تیک پرافیت واحدی برای تمام دارایی خود داشته است. اگر نسبت توکن‌هایِ در سود او بیشتر از توکن‌های در زیان باشد، در مجموع سود کرده است.

2-تیک پرافیت TAKE PROFIT پله ای:

در مثال بالا، فرد می‌تواند دارایی ترون خود را در قیمت‌های مختلف بفروشد تا همه توکن‌ها به یک اندازه سود کنند در این حالت، باید بخشی از توکن‌های خود را بفروشد اما بخشی دیگر را همچنان نگه دارد تا به قیمت‌های ایده آل برسند. در این شرایط ‌می‌توان گفت که این معامله گر در معاملات ارز دیجیتال ترون، تیک پرافیت پله ای داشته است.

تیک پرافیت TAKE PROFIT پله ای

3-تیک پرافیت TAKE PROFIT متحرک :

همانطور که ‌می‌توان تیک پرافیت را به جای استاپ لاس استفاده کرد برعکس این قضیه نیز صادق است یعنی گاها استاپ لاس، می‌تواند نقش یک تیک پرافیت متحرک را در معاملات ایفا کند. اگر اهل معامله در بازارهای مالی باشید حتما اصطلاح تریل کردن استاپ را شنیده اید این اصطلاح به معنی حرکت دادن استاپ لاس، پشت سر قیمت است تا از سود ما در حرکات شارپ یا روند‌های بازار محافظت کند. بنابراین یک استاپ لاس تریل شده دقیقا همان کاری را می‌کند که از یک تیک پرافیت انتظار می‌رود.

جایگزین‌های تیک پرافیت Take Profit

تریل کردن استاپ:

اگرچه موسسات و بانک‌های زیادی هستند که از تیک پرافیت ثابت استفاده می‌کنند. اما بسیاری از تریدر‌های حرفه ای با تیک پرافیت ثابت، مخالف اند. یکی از رازهای موفقیت این معامله گران این است که جلوی رشد بیشتر سودهای خود را نمی‌گیرند. آنها عقیده دارند که تیک پرافیت ثابت‌، معامله گر را مجبور به خروج از معامله با یک سود مشخص می‌کند اما شاید بازار، چندین برابر ‌ پتانسیل سوددهیِ بیشتر داشته باشد. پس افراد حرفه ای به جای تیک پرافیت ثابت از تریل کردن استاپ استفاده می‌کنند. با این کار، علاوه بر اینکه جلوی زیان احتمالی خود را می‌گیرند از سود خود نیز محافظت می‌کنند.

اما معامله گران تازه کار، معمولا از تیک پرافیت ثابت استفاده می‌کنند. به همین دلیل، یا با سودهای کوچک از معاملات خود خارج می‌شوند یا بازار به تیک پرافیت‌های بزرگ آنها نمی‌رسد. و در برگشت قیمت،علاوه بر از دست دادن سودها ممکن است استاپ هم بخورند.

بازی کردن با حجم معاملات:

برخی از معامله گران به هیچ وجه از استاپ و تیک پرافیت استفاده نمی‌کنند. به جای این دو با حجم معاملات بازی می‌کنند. در بسیاری از بازارهای مالی در معاملات پرپشوال این امکان وجود دارد. معاملات پرپشوال یعنی معاملات که دارایی‌ها به صورت جفتی خرید و فروش می‌شوند. در این عرصه ‌می‌توان، هم موقعیت‌های معاملاتی مخالف یکدیگر باز کرد و هم حجم موقعیت‌های مخالف را از هم کسر کرد. مثلا می‌توان همزمان، هم یورو دلار بخرید و هم آن را به صورت استقراضی بفروشید این همان هج کردن است که در برخی از سبک‌های معاملاتی، رایج است. در این سبک‌ها افراد به صورت همزمان موقعیت‌های مخالف را نگه می‌دارند. برخی از معامله گران به جای استفاده از تیک پرافیت ثابت، بخشی از حجم معاملات را می‌بندند.

در روش دیگر‌، معاملات مخالف از هم کسر می‌شوند و با هم نگه داشته نمی‌شوند. خود تیک پرافیت بر اساس همین مکانیزم کسر کردن استوار است یعنی اردری است. دقیقا هم حجم با اردر اولیه که در یک قیمت خاص،از آن کسر می‌شود و چون هر دو اردر، حجم یکسانی دارند کل معامله بسته می‌شود.

اگر حجم اُردرِ تیک پرافیت، کوچک تر از موقعیت اولیۀ ما باشد تنها بخشی از حجم آن را می‌بندد. با این کار علاوه بر اینکه بخشی از سود، اصطلاحا سیو شده است بخشی از معامله نیز برای رشد بیشتر، باز مانده است. این کار نوعی بازی کردن با حجم معاملات است که در صورت یادگیری دست آن، فواید زیادی برای معامله‌گر خواهد داشت. مثلا یک معامله گر ماهر می‌تواند با کم کردن حجم معاملاتِ زیان ده یا افزودن به حجم معاملاتِ در سود خود،میزان زیان را کاهش دهد و سود نهایی خود را چند برابر کند.

کلام آخر

در کل، داشتن تیک پرافیت مانند استاپ لاس یک شرط اساسی در موفقیت معامله گران است اما الزاما منظور از تیک پرافیت، یک حد قیمتی ثابت در معاملات نیست و می‌توان نگاهی منعطف تر به مفهوم تیک پرافیت داشت زیرا همان طور که گفتیم علی رغم تمام مزایایی که تیک پرافیت دارد. استفاده نادرست از آن می‌تواند سبب کوچک کردن سودهای معامله گر شود و حتی ممکن است در مجموع، موجب زیان وی شود زیرا سود معامله گران برایندی از سودها و زیان‌های آنهاست. هر ابزاری که سبب محدود کردن حجم سودها شود می‌تواند کفه ترازو را به سمت زیان دهیِ معامله گر، سنگین کند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.