نمودار ریسک و بازده


تعادل ریسک و بازده در سرمایه گذاری: حقایقی که کمتر کسی به شما خواهد گفت!

خانه > مقالات آموزشی > سرمایه‌گذاری و معامله‌گری > تعادل ریسک و بازده در سرمایه گذاری: حقایقی که کمتر کسی به شما خواهد گفت!

تعادل ریسک و بازده در سرمایه گذاری چیست؟

تعادل ریسک و بازده در سرمایه گذاری را می‌توان به‌سادگی و تنها با انجام “آزمون توانایی خواب راحت در شب” سنجید. درحالی‌که بسیاری از افراد هنوز سر خود را بر روی بالش نگذاشته به خواب فرو می‌روند، افراد بسیار زیادی نیز هستند که به‌دشواری خوابشان می‌برد. سرمایه گذاران بورسی بیشتر در دسته دوم جای دارند تا در دسته اول و علت آن نیز عمدتاً در عدم تعادل بین ریسک و بازده آن‌ها قابل‌مشاهده است.

درحالی‌که بعضی از مردم حاضرند تا بدون ترس و واهمه به دریای متلاطم بورس شیرجه بزنند، اما افرادی هم از اینکه بدون رعایت نکات ایمنی از نردبان بورس بالا بروند، وحشت دارند. تصمیم درباره اینکه چه مقدار ریسک تحمل کنید و در قبال آنچه مقدار سود به دست آورید و خیالتان از سرمایه گذاری‌تان راحت باشد، تصمیم بسیار مهمی است.

اما تعریف ریسک چیست؟

فرهنگ لغت سرمایه گذاری واژه ریسک را این‌طور تعریف کرده است: احتمال آنکه بازده واقعی یک سرمایه گذاری ازآنچه قبلاً پیش‌بینی شده است، متفاوت باشد. ازنظر فنی و آماری، این معیار از طریق محاسبه انحراف معیار بازده سرمایه گذاری اندازه‌گیری می‌شود؛ اما ریسک به زبان ساده و قابل‌فهم یعنی شما علیرغم اینکه پیش‌بینی می‌کنید سود خوبی از خرید سهم شرکت موردنظر خود به دست خواهید آورد، ولی این امکان نیز وجود دارد که بخشی یا حتی همه سرمایه گذاری اولیه خود در سهام شرکت را از دست بدهید.

نکته بسیار مهمی که در ارتباط با ریسک وجود دارید، میزان سود (بازدهی) است که در قبال آن به دست خواهید آورید. وقتی شما پول خود را در حساب های کوتاه‌مدت بانکی قرار می‌دهید، ریسک شما تقریباً صفر است و در قبال آن سود سالیانه کمتر از ۱۰ درصد به دست می‌آورید. حالا تصور کنید پول خود را در بورس سرمایه گذاری کنید. در این بازار هیچ تضمینی برای حفظ اصل و سود سرمایه شما وجود ندارد. پس ریسک بیشتری نسبت به بانک خواهید داشت، اما ممکن است همان سود چند درصدی حساب های بانکی را ظرف مدت سه روز به دست آورید نه یک سال!

رابطه ریسک و بازده در سرمایه گذاری به چه معناست؟

رابطه ریسک و بازده در سرمایه گذاری به ما می‌گوید که ریسک کمتر با بازده بالقوه پایین‌تر همراه است و برعکس ریسک بیشتر با بازده های بالاتر مربوط می‌شود.

حال تعادل ریسک و بازده معرف توازن بین پذیرش کمترین ریسک و به دست آوردن بیشترین بازده ممکن است. این تعادل به‌صورت گرافیکی در نمودار زیر نشان داده شده است. در این نمودار، انحراف معیار بالاتر به معنی ریسک بیشتر و امکان بازده بیشتر است.

رابطه ریسک و بازده

نکته مهمی که باید آن را به خاطر بسپارید یک تصور غلط رایج است که عنوان می‌کند ریسک بیشتر برابر بازده بیشتر است. درحالی‌که تعادل ریسک و بازده در سرمایه گذاری به شما می‌گوید افرادی که ریسک بالاتری را می‌پذیرند، احتمالاً بازده بیشتری نیز کسب می‌کنند، اما هیچ تضمینی برای آن وجود نخواهد داشت. توجه داشته باشید که درست همان‌طور که ریسک بالاتر به معنی احتمال بازده بیشتر است، معنی احتمال ضرر بیشتر هم دارد.

اما چطور ریسک و بازده در سرمایه گذاری را باهم مقایسه کنیم؟

برای مقایسه باید محاسبات ساده‌ای را انجام دهیم. برای این کار ما به نرخ بازده بدون ریسک احتیاج داریم که می‌توانیم از نرخ بهره بانکی استفاده کنیم، چون شانس شما برای از دست دادن پس‌اندازتان در بانک تقریباً صفر است. اگر نرخ سود فعلی ۷ درصد باشد، این یعنی، تقریباً بدون هیچ ریسکی می‌توانیم سالیانه ۷ درصد روی پولمان درآمد داشته باشیم.

سؤالی که در اینجا به وجود می‌آید این است که چه کسی سود ۷ درصد می‌خواهد، وقتی صندوق های سرمایه گذاری بورسی طبق آمار مرکز پردازش اطلاعات مالی ایران به‌طور میانگین سود ۲۵ درصد را در سال گزارش کرده‌اند؟

پاسخ آن است که حتی سرمایه گذاری در صندوق ها هم بدون ریسک نیست. بازده صندوق های بورسی هرسال ۲۵ درصد نیست، بلکه یک سال ممکن است ۱۰ درصد و سال بعد ۲۵ درصد و همین‌طور در نوسان باشد. پس شاید این نوسانات بازده برای شما موردقبول نباشد و ترجیح دهید نرخ ثابتی را به دست آورید. سرمایه گذاران معمولاً هزینه بازگشت صرف ریسک خود را محاسبه می‌کنند و بعد تصمیم می‌گیرند. هزینه بازگشت صرف ریسک در این مورد ۱۸ درصد بوده که رقم نسبتاً چشم‌گیری است. (۷%-۲۵%)

چه سطحی از ریسک برای شما مناسب است؟

تعیین اینکه چه سطحی از ریسک برایتان مناسب است، سؤال آسانی برای پاسخ دادن نیست. پذیرش و تحمل ریسک از شخصی به شخص دیگر متفاوت است. تصمیمات شما در مورد اهداف و برنامه‌های آتی خود، میزان درآمد ماهیانه و سالیانه و موقعیت شخصی و شغلی شما در میزان ریسک پذیری شما تأثیر بسیاری خواهد داشت. در اقتصادهای پیشرو، معمولاً قبل از هر نوع مشاوره مالی به افراد، آزمون‌هایی از آن‌ها گرفته می‌شود تا میزان ریسک پذیری و ریسک گریزی آن‌ها مشخص شود.

سپس افراد ریسک پذیر به سمت بازارهایی نظیر بورس، ارز و طلا هدایت می‌شوند و افراد ریسک گریز به سمت سرمایه گذاری در صندوق ها، سهام شرکت‌های بزرگ و همین‌طور اوراق قرضه معتبر می‌روند.

در ایران هنوز این آزمون‌های مقدماتی چندان جدی گرفته نمی‌شوند و معمولاً مشاوران برای همه یک نسخه و آن‌هم سرمایه گذاری در بورس را می‌پیچند. به همین دلیل شما باید بدانید که بورس جای مناسبی برای سرمایه گذاری کوتاه‌مدت نیست. چون در کوتاه‌مدت قیمت‌ها به‌صورت غیرعقلانی بالا و پایین می‌روند و مدام نوسان دارند. اگر می‌خواهید پول خود را برای یک سال در جای مطمئنی سرمایه گذاری کنید، بهتر است به بانک مراجعه کرده و در سپرده‌های کوتاه‌مدت یک‌ساله سرمایه گذاری کنید.

(پایان درس اول دوره آموزشی آشنایی با مفاهیم مالی)

اگر سؤال یا نظری دارید لطفاً در بخش نظرات مطرح کنید. همین‌طور با اشتراک‌گذاری این مقاله در شبکه‌های اجتماعی شما هم در توسعه دانش مالی و سرمایه گذاری شریک شوید.

رابطه بین ریسک و بازدهی در بورس

رابطه بین ریسک و بازده

در این مقاله به رابطه بین ریسک و بازده می‌پردازم، یک سرمایه‌گذار باید بداند رابطه ریسک با بازده در بورس به چه شکل است تا بتواند در مواقع ضروری تصمیمات درستی اتخاذ کند. یک سرمایه‌گذار پس از سرمایه‌‌‌‌‌گذاری در یک پروژه، یک شرکت می‌‌‌‌‌خواهد نتایج حاصل از پروژه را بدست آورد. نتایج یا منافع حاصل از سرمایه گذاری، بازده نامیده می‌‌‌‌‌شود. رویکرد حداکثر سازی ثروت براساس مفهوم ارزش آینده جریان‌‌‌‌‌های نقدی مورد انتظار از یک پروژه احتمالی استوار است. بنابراین جریان‌‌‌‌‌های نقدی چیزی جز درآمد حاصل از پروژه نیست که ما از آن‌‌‌‌‌ها به عنوان بازده یاد می‌‌‌‌‌کنیم. از آنجا که فیکسچر نامشخص است، بنابراین بازده‌‌‌‌‌ها با درجاتی از عدم اطمینان همراه است. به عبارت دیگر، برخی از تغییرات در تولید جریان‌‌‌‌‌های نقدی وجود دارد، که ما آن‌‌‌‌‌ها را ریسک می‌‌‌‌‌نامیم. در این مقاله از سری مقالات آموزشی دلفین وست ما به مفاهیم ریسک و بازدهی و رابطه بین آن‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌پردازیم.

ریسک و بازدهی در مدیریت مالی

ریسک کردن در کارها برای سرمایه‌‌‌‌‌گذاران بسیار مهم است و ریسک کردن درکارها به معنی پیشبینی کردن احتمال به وقوع نپویستن رویدادی است. این تعریف در بازارسرمایه بسیارکاربرد دارد و موضوع مهمی است. مثل ریسک کردن و پولی را در جایی گذاشتن. مانند سرمایه گذاری در بورس و پول خود را درصندوق‌‌‌‌‌هایی گذاشتن و درآمدهای ثابتی از آن بدست آوردن دراین حالت ریسک این سرمایه صفر بوده است چون هرماه همان سود و بازده پیش بینی شده را دریافت می‌‌‌‌‌کند.ئمنظور از سود درسرمایه‌‌‌‌‌گذاری همان بازده است که درقبال انجام کاری دریافت می‌‌‌‌‌کنید. ریسک و بازده دو واژه مخالف هم است که دردنیای مالی و سرمایه گذاری وجود دارد و وجود تفاوت‌‌‌‌‌های بین ریسک و بازدهی را می‌‌‌‌‌توان توانایی در راحت خوابیدن دانست.

نمودار ریسک و بازده

به نمودار رابطه بین نرخ بازده تا سررسید اوراق قرضه با ریسک یکسان و سررسید همان اوراق قرضه، منحنی یا نمودار بازده گفته می‌‌‌‌‌شود. منحنی بازده الگویی است برای رسم و ارائه وضعیت اوراق قرضه دولتی است. منحنی بازده نشان می‌‌‌‌‌دهد که نرخ بهره در موقعیت‌‌‌‌‌های زمانی خاص برای کلیه اوراق بهادار دارای ریسک برابر است اما سررسیدهای مختلفی برای آن وجود دارد. یکی از رایج ترین منحنی‌‌‌‌‌های بازده که گزارش شده است اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده آمریکا است. این منحنی بازده معیاری است برای سایر انواع اوراق قرضه در بازارسرمایه مثل نرخ‌های وام مسکن یا نرخ بهره‌‌‌‌‌های بانکی است. منحنی بازده هم برای پیش بینی تغییرات خروجی در بازار و رشد در بازار مورد استفاده قرار می‌‌‌‌‌گیرد.

منحنی ریسک، یک نمودار دوبعدی است که محور طولی آن بازده مالی و محورعمودی آن ریسک مالی باشد. این منحنی می‌‌‌‌‌تواند رابطه عقلانی بین ریسک و بازده از نگاه سرمایه‌‌‌‌‌گذاران داشته باشد. این منحنی یک حالت رو به بالا دارد، یعنی دائما رو به افزایش دارد و حالتی صعودی دارد وقتی که ریسک یک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری بیش‌‌‌‌‌تر می‌شود میزان سود یا بازده بیشتری از ریسک را می‌‌‌‌‌خواهد به عبارتی تغییرات در سود و بازده خیلی بیش‌‌‌‌‌تر تغییرات در ریسک است. بنابراین می‌‌‌‌‌توان نتیجه گرفت که این منحنی حالتی صعودی دارد و صعودی بودن این منحنی به این دلیل است که تمامی سرمایه‌‌‌‌‌گذاران حالتی ریسک گریز دارند. اما این حالت ریسک گریزی برای تمام سرمایه‌‌‌‌‌گذاران یکسان نمی‌‌‌‌‌باشد و این منحنی ریسک می‌‌‌‌‌تواند شیب کمتر یا بیش‌‌‌‌‌تری به خود بگیرد.

رابطه ریسک و بازدهی

رابطه بین ریسک با بازده

هنر سرمایه‌‌‌‌‌گذاری با ریسک وبازده تعریف می‌‌‌‌‌شود. سرمایه‌‌‌‌‌گذاری به معنی قبول یک مقدار ریسک به ازای یک بازده مورد انتظار است. برای هرفرد قبل از ورود به بازار سهام این نکته کاملا مهم است تا انواع مختلف ریسک و مخاطره راشناخته و آن را ارزیابی می‌‌‌‌‌کند.
اساساً ریسک پذیری بیشتر دریک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری این معنی را می‌‌‌‌‌دهد که برای این ریسک بازده بالاتر و بیش‌‌‌‌‌تری مورد انتظار است.
در مورد سرمایه‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌هایی با ریسک بالاتر که نوسان بیش‌‌‌‌‌تری نسبت به اوراق قرضه دولتی دارد بازده بالاتری داشته است. سودهایی با ریسک‌‌‌‌‌های صحیح شده را می‌‌‌‌‌توان با مقایسه بازده سرمایه‌‌‌‌‌گذاری مقایسه کرد.

ارزش یک سهام به عملکرد آن در شرکت بورس بستگی دارد. اگر عملکرد این سهم درشرکت بورس خوب باشد ارزش این سهم نیز به تبع زیاد می‌‌‌‌‌شود و اگرعملکرد آن خوب نباشد ارزش آن کم می‌‌‌‌‌شود و سرمایه‌‌‌‌‌گذاران به سمت آن جذب نمی‌‌‌‌‌شوند. البته مسائل زیادی در ارزش یک سهم تاثیر گذار است. درکل باید بدانیم که هیچ تضمینی برای ارزش یک سهم و همچنین برای افزایش قیمت یک سهم درشرکت بورس وجود ندارد.

تفاوت ریسک و بازده

رابطه بین ریسک و بازده یک رابطه مستقیم است، یعنی هرچه بازده کمتر باشد ریسک هم کمتر است و برعکس. درواقع ریسک به معنای تفاوت بین آن سود یا بازدهی که انتظارداریم و آن سودی که به وجود می‌‌‌‌‌آید.

ملاحظات

ریسک به تغییرپذیری بازده احتمالی مرتبط با یک سرمایه گذاری معین اشاره دارد. ریسک، همراه با بازده، مورد توجه عمده تصمیمات بودجه بندی سرمایه است. شرکت باید بازده مورد انتظار از یک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری معین را با ریسک مرتبط با آن مقایسه کند. برای جبران افزایش سطح خطر، نیاز به بازده بالاتر است. به عبارت دیگر، هرچه ریسک انجام شده بیشتر باشد، نمودار ریسک و بازده بازده آن نیز بیشتر خواهد بود و بالعکس، هرچه ریسک کمتر باشد، بازده آن نیز ملایم‌‌‌‌‌تر است.

این معامله ریسک و بازده به عنوان طیف بازده ریسک نیز شناخته می‌‌‌‌‌شود. کلاس‌‌‌‌‌های مختلفی از سرمایه گذاری-های احتمالی وجود دارد که هر کدام موقعیت‌‌‌‌‌های خاص خود را در طیف بازده کل ریسک دارند. پیشرفت کلی این است: بدهی کوتاه مدت، بدهی بلند مدت، دارایی، بدهی با بازده بالا و حقوق صاحبان سهام. وجود ریسک باعث می‌‌‌‌‌شود که مجبور به انجام تعدادی از هزینه‌‌‌‌‌ها شوید. به عنوان مثال، هرچه سرمایه‌‌‌‌‌گذاری با ریسک بیش‌‌‌‌‌تر باشد، معمولاً به زمان و تلاش بیش‌‌‌‌‌تری برای کسب اطلاعات در مورد آن و نظارت بر پیشرفت آن نیاز است. علاوه بر این، اهمیت از دست دادن مقدار X ارزش می‌‌‌‌‌تواند بیش از اهمیت افزایش مقدار X مقدار باشد، بنابراین یک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری با ریسک بیشتر حق بیمه بالاتری را به خود جلب می‌‌‌‌‌کند حتی اگر بازده پیش بینی همان مقدار کم خطر باشد. بنابراین خطر چیزی است که باید جبران شود، و هر چقدر خطر بیشتر باشد، غرامت بیش‌‌‌‌‌تری نیز لازم است.

هنگامی که یک شرکت تصمیم گیری در مورد بودجه بندی سرمایه اتخاذ می‌‌‌‌‌کند، آن‌‌‌‌‌ها آرزو می‌‌‌‌‌کنند که به عنوان حداقل هزینه، بهبودی کافی را برای پرداخت هزینه‌‌‌‌‌های افزایش یافته سرمایه‌‌‌‌‌گذاری ناشی از تورم به دست آورند. بنابراین، تورم ورودی اصلی در هزینه سرمایه شرکت است. با این حال، از آنجا که نرخ‌‌‌‌‌های بهره توسط بازار تعیین می‌‌‌‌‌شود، اغلب اتفاق می‌‌‌‌‌افتد که برای جبران تورم ناکافی هستند. ریسک پذیری نیز در تعیین بازده مورد نیاز یک شرکت برای سرمایه‌‌‌‌‌گذاری نقش مهمی دارد. ریسک گریزی مفهومی است مبتنی بر رفتار بنگاه‌‌‌‌‌ها و سرمایه‌‌‌‌‌گذاران در حالی که در معرض عدم اطمینان برای کاهش این عدم اطمینان هستند. به عنوان مثال، یک سرمایه‌‌‌‌‌گذار متنفر از ریسک ممکن است تصمیم بگیرد پول خود را به یک حساب بانکی با نرخ بهره کم اما تضمین شده بجای سهامی که ممکن است بازده مورد انتظار زیادی داشته باشد، قرار دهد اما احتمال از دست دادن ارزش را نیز در برداشته باشد.

سه سطح در ریسک گریزی

  1. ریسک پذیری یا پرهیز از خطر
  2. ریسک خنثی
  3. ریسک دوست یا ریسک طلب

ریسک گریزی در بورس

بتا معیاری است که شرکت‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌توانند به منظور تعیین حساسیت بازگشت سرمایه نسبت به ریسک کلی بازار استفاده کنند. بتا نوسانات همبسته یک دارایی را در رابطه با نوسانات معیاری که دارایی مذکور با آن مقایسه می-شود، توصیف می‌‌‌‌‌کند. این معیار به طور کلی بازار مالی کل است و غالباً با استفاده از شاخص‌‌‌‌‌های نمایندگی مانند S&P 500 تخمین زده می‌‌‌‌‌شود. همچنین از بتا به عنوان کشش مالی یا نوسان نسبی همبسته یاد می‌‌‌‌‌شود و می‌‌‌‌‌تواند به عنوان معیاری از حساسیت بازده دارایی به بازده بازار، ریسک غیر قابل تنوع آن، ریسک سیستماتیک آن یا ریسک بازار. سرمایه‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌های بتا بالاتر تمایل بیشتری دارند و بنابراین خطرناک‌‌‌‌‌تر هستن، اما پتانسیل بازده بالاتر را فراهم می‌‌‌‌‌کنند. سرمایه‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌های بتا پایین خطر کمتری دارند، اما به طور کلی بازده کم‌تری دارند.

فرمول ریسک و بازده

رابطه بین ریسک و بازده به این شکل است که ریسک ازطریق کم کردن مقداربازده مورد انتظار و بازده واقعی بدست می‌‌‌‌‌آید.

بازده سبد سهام

سبد سهامی مانند سهام شرکت‌‌‌‌‌های بزرگ مثل شرکت‌‌‌‌‌های صنایع غذایی وشرکت‌‌‌‌‌های خودرویی هریک ازاین سهم‌‌‌‌‌ها به صورت جداگانه باعث نوسان قیمت‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌شود و منجربه افزایش ریسک مالی شرکت‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌شود و کمترشدن قیمت سهم درآن شرکت می‌‌‌‌‌شود و از طرفی دیگر انعقاد بعضی قراردادها باعث افزایش قیمت سهم درشرکت می‌‌‌‌‌شود هر دو تغییراز نوع تغییر ریسک غیر سیستماتیک است.

کلام آخر

برای سرمایه گذاران هیچ تضمینی وجود نداد که در بازارسرمایه گذاری قراردادی را انعقاد کنند و اگرهم قراردادی را منعقد کردن باید بسیار ریسک پذیر باشند در بازار سرمایه گذاری هر احتمالی وجود دارد. امیدواریم که این مقاله از سری مقالات این وب سایت برای شما عزیزان مفید واقع شده باشد. همچنین شما می‌‌‌‌‌توانید در صورت نیاز به مشاوره و نیاز به آموزش‌‌‌‌‌های بیش‌‌‌‌‌تر در این خصوص از مشاورین دلفین وست و کلاس‌‌‌‌‌های آموزشی آن کمک بگیرید.

رابطه بین ریسک و بازده

بر اساس یک اصطلاح رایج در تجارت، قدرت ریسک پذیری بالاتر، بازدهی احتمالی بیشتری در پی خواهد داشت. در واقع میزان بازده، کاملاً با مقدار ریسک مرتبط است؛ اما همان‌طور که در مباحث قبلی ذکر شد، این بدان معنی نیست که صرف کسب بازده بالاتر، ریسک‌های نجومی تقبل کنید!

سرمایه‌گذاری بدون ریسک!

زمانی که شما در دارایی‌هایی با درآمد ثابت سرمایه‌گذاری کنید، تقریباً هیچ‌گونه ریسکی شامل حال شما نخواهد شد. پر واضح است که در چنین شرایطی بازدهی محدودی نیز نصیب شما می‌شود. به همین دلیل افراد ریسک گریز اغلب به دنبال سپرده‌های بانکی هستند تا ضمن کسب بازده حداقلی، اصل سرمایه آن‌ها نیز در معرض خطر نباشد. در این نوع اوراق بهادار، معمولاً اصل و سود سرمایه توسط دولت، بانک مرکزی یا یک نهاد رسمی مالی، تضمین می‌شود. در بسیاری از کشورها درصد سود بدون ریسک، به اندازه نرخ تورم یا کمی بیشتر است تا حداقل سرمایه‌گذاران قادر به حفظ ارزش پول خود باشند. اما در طرف مقابل، سرمایه‌گذاران ریسک پذیر به دنبال تضمین خاصی نبوده و ضمن مدیریت دارایی، خواهان بازدهی بیشتری هستند؛ به طور کلی قانون همیشگی سرمایه‌گذاری این است؛ تقبل ریسک بیشتر، در ازای احتمال کسب بازدهی بالاتر.

سرمایه‌گذاری بدون ریسک!

نسبت بازده به ریسک

یکی از شاخص‌های مهم و کاربردی در مدیریت سرمایه، نسبت پاداش به ریسک می‌باشد.این نسبت، حاصل تقسیم بازده مورد انتظار به ریسک احتمالی هر موقعیت معاملاتی است.فعالان بازار مالی باید پیش از ورود به سرمایه‌گذاری در هر نوع دارایی، این نسبت را محاسبه نموده و آن را ارزیابی کنند.مقدار این شاخص، بیانگر میزان ارزشمندی سرمایه‌گذاری شما است.در واقع نسبت بازده به ریسک نشان می‌دهد که به ازای در معرض خطر قرار دادن بخشی از سرمایه خود، چند برابر بازده احتمالی کسب خواهید نمود.

حداقل مقدار نسبت پاداش به ریسک

بر مبنای اصول سرمایه‌گذاری منطقی، حداقل مقدار مجاز برای این نسبت، عدد ۱ می‌باشد. بدین معنی که توان ریسک‌پذیری شما در یک موقعیت معاملاتی، باید حداکثر به اندازه بازده مورد انتظار باشد و مقادیر کمتر از ۱ برای این نسبت، اصلاً قابل پذیرش نیست.

اصولاً ورود به چنین معاملاتی صحیح نمی‌باشد زیرا، نسبت به بازده احتمالی ریسک بیشتری را متقبل شده‌اید و چنین رویکردی در بلند مدت، قطعاً به زیان شما خواهد بود. یکی از اصلی ترین کاربردهای نسبت پاداش به ریسک، ایجاد محدودیت برای سرمایه‌گذاران هیجانی با ریسک غیرمنطقی است؛ تا مجبور باشند قبل از ورود به معامله، میان ریسک و بازده خود تناسب معقولی برقرار کنند؛ زیرا رؤیای بدست آوردن سودهای نجومی، منجر به پذیرش ریسک‌های سنگین و نابود کننده‌ای خواهد شد.

نسبت بازده به ریسک بهینه

برخی از مربیان معامله‎گری و بزرگان بازار، پاداش ۲ تا ۳ برابری نسبت به ریسک را، مقدار مناسبی در نظر می‌گیرند.طبق این نظریه، اگر ریسک شما در یک موقعیت معاملاتی ۱۰ درصد است، باید انتظار بازدهی ۲۰ تا ۳۰ درصدی داشته باشید.چنین رویکردی برای رشد سرمایه در بلند مدت مناسب است اما، لزوماً صحیح نیست؛ زیرا تعیین بازده مورد انتظار چند برابری نسبت به ریسک احتمالی، مستلزم شناسایی سود نقدی حداکثری در گزارشات مالی شرکت و در نظر گرفتن اهداف نموداری خوشبینانه می‌باشد که ممکن است به واقعیت تبدیل نشوند.گاهاً به واسطه داشتن چنین تفکراتی، سودهای معقول و در دسترس نیز به خاطر لجاجت و تعصب نسبت به بازدهی آتی سهم، از دست خواهند رفت.به عبارت دیگر، در صورتی که فرد از تجربه و مهارت کافی در معامله‌گری برخوردار نباشد؛ نسبت بازده به ریسک چند برابری، سبب کاهش تعداد معاملات سودده و بروز تفاوت آشکار میان بازده واقعی و مورد انتظار، خواهد شد.

بهتر است در ابتدای شروع به فعالیت در بازار بورس، حداقل عدد ۳ را برای این نسبت در نظر بگیرید.سپس در صورت رشد سرمایه و انجام معاملات موفقیت آمیز در میان مدت، با توجه به استراتژی و شخصیت معاملاتی خود، این نسبت را افزایش داده و به سطح بهینه برسانید. توجه داشته باشید که بالا بودن نسبت بازده به ریسک، به هیچ عنوان ضامن سوددهی شما نخواهد بود و در صورت داشتن استراتژی نمودار ریسک و بازده معاملاتی مناسب و مدیریت سرمایه منطقی، حتی با نسبت ۱ هم می‌توانید معاملات پرسودی را تجربه کنید!

نسبت بازده به ریسک بهینه

افت سرمایه

سر و کار داشتن با مفهومی تحت عنوان افت سرمایه، بخش اجتناب ناپذیری از فرآیند کاری معامله‌گران حرفه‌ای بازار است. مجموع زیان یک حساب معاملاتی نسبت به سرمایه اولیه و طی دوره زمانی مشخصی را افت سرمایه می‌نامند. به طور مثال، اگر با سرمایه اولیه ۱۰ میلیون تومانی شروع به فعالیت نموده و پس از گذشت ۶ ماه، موجودی حساب ۷ میلیون تومان باشد؛ میزان افت سرمایه شما طی این مدت، ۳۰ درصد خواهد بود!

درصد افت سرمایه، تابع مستقیمی از میزان ریسک هر معامله و سیاست‌های کلی مدیریت ریسک، در خلال انجام معاملات است.در کنار این مفهوم، شاخص دیگری به نام حداکثر افت سرمایه مطرح می‌شود؛ که به معنی بیشترین میزان افت سرمایه، در میان دوره‌های زیان‌ده معاملاتی است. معامله‌گرانی که به هر نحو، درصد افت سرمایه کمتری در کارنامه معاملاتی خود داشته باشند؛ به لحاظ کارایی استراتژی و مدیریت سرمایه، از سطح کیفی بالاتری نسبت به سایرین برخوردارند و به منظور اموری همچون سبدگردانی و …، بیشتر مورد توجه سرمایه‌گذاران غیر متخصص قرار خواهند گرفت.

جبران ضرر

پس از مشخص شدن دلایل و میزان افت سرمایه، نحوه جبران ضررها و بازگشت به مدار سوددهی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بر اساس قوانین ریاضی، زمانی که در یک موقعیت معاملاتی متحمل زیان می‌شویم؛ برای جبران آن باید درصد بیشتری سود کنیم تا، به سرمایه اولیه یا اصطلاحاً نقطه سر به سر برسیم.

به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید که در هر موقعیت معاملاتی از قانون ۳ درصد ریسک و نسبت پاداش به ریسک برابر، پیروی می‌کند. اگر موجودی حساب این شخص ۱ میلیون تومان بوده و ۵ معامله اخیر وی به صورت متوالی زیان ده باشند، میزان افت سرمایه و درصد جبران ضرر او، به شرح جدول زیر خواهد بود.

سرمایه اولیه (تومان) ۱۰۰۰.۰۰۰
% ۳ – ۹۷۰.۰۰۰
% ۳ نمودار ریسک و بازده – ۹۴۰.۹۰۰
% ۳ – ۹۱۲.۶۷۳
% ۳ – ۸۸۵.۲۹۳
% ۳ – ۸۵۸.۷۳۵
مجموع درصد زیان % ۱۴-
درصد سود لازم برای رسیدن به نقطه سر به سر % ۱۷+

تلاش مضاعف برای کسب سود بیشتر به منزله رسیدن به نقطه سر به سر، می‌تواند برای بسیاری از معامله‌گران منشأ استرس بوده و منجر به تصمیمات اشتباه شود.در نتیجه داشتن قوانینی برای کنترل و کاهش میزان افت سرمایه، به منظور رشد دارایی‌ها در بلند مدت، الزامی است.

نسبت ریسک به ریوارد(R/R)

نسبت ریسک به ریوارد(R/R)

یکی از شاخص های استراتژی های معاملاتی در بازار ارزهای دیجیتال، نسبت ریسک به ریوارد یا همان R/R می باشد. معامله گران همواره به دنبال کسب بالاترین میزان سود و کمترین مقدار ضرر هستند، بنابراین با روش نسبت ریسک به ریوارد می توانند میزان این دو پارامتر را بررسی و در نهایت بهترین تصمیم را بگیرند. در واقع این نسبت نشان دهنده این می باشد که افراد در ازای چه مقدار سود، حاضر به تحمل ضرر هستند.

حد سود چیست؟

در هر معامله، یک بالاترین حد برای سود را می توان پیش بینی کرد که معمولا سرمایه گذاران به دنبال این حد سود در معاملات خود هستند. در مقابل آن حد ضرر است که نقطه ی خروج معامله گر در زمان سیر نزولی بازار را نشان می دهند. طبق فرمول نسبت ریسک به ریوارد سرمایه گذاران باید حد ضرر مورد نظر خود را تقسیم بر حد سود مورد انتظار خود کنند، عدد به دست آمده از این فرمول همان نسبت R/R می باشد. هر چه این عدد به دست آمده از این نسبت، کوچک تر باشد، بیانگر این است که سرمایه گذار انتظار سود بالاتری را نسبت به ضرر احتمالی را دارد. در ادامه برای درک بهتر این فرمول یک مثال را بررسی می کنیم:

اگر سرمایه گذاری در نقطه ورود خود به بازار میزان حد سود مورد انتظار خود را 15 درصد در نظر بگیرد و برای حد ضرر 5 درصد را مطلوب بداند، در این صورت میزان ریسک به ریوارد عدد 0.33 یا 1/30می شود که نشان دهنده این است سرمایه گذار در ازای از دست دادن 1 دلار، انتظار 3 دلار سود را دارد.

تحلیل نسبت ریسک به ریوارد

تحلیل نسبت ریسک به ریوارد

اگر عدد به دست آمده از فرمول R/R نشان دهنده این باشد که در نسبت ریسک به ریوارد، میزان ریسک به ریوارد بالاتر است، معامله گر باید سراغ معامله دیگری برود. معامله گران می توانند برای کاهش نسبت R/R، حد ضرری که انتظار دارند را به قیمت ورود خود که همان میزان قیمتی ست که حاضرند برای دریافت دارایی بپردازد، نزدیک کند.

نسبت ریوارد به ریسک

برای درک بهتر نسبت ریسک به ریوارد، نسبت ریوارد به ریسک را که همان معکوس شده ی ریسک به ریوارد است را به دست می آوریم. در این روش فقط کافیست عدد ریوارد که در مثال بالا 15 بود را به عدد ریسک که 5 بود تقسیم کنیم. عدد به دست آمده 3 می باشد، که نشان دهنده این است اگر فردی 100 دلار در این بازار سرمایه گذاری کند، سود و ضرر احتمالی او به ترتیب 15 و 5 درصد می باشد.

کاربرد R/R

هدف و کاربرد اصلی نسبت ریسک به ریوارد یا همان R/R، کاهش ریسک معامله گران و مدیریت سرمایه در بازارهای ارزهای دیجیتال می باشد.

مدیریت سرمایه چیست؟

مدیریت سرمایه یک استراتژی و دانشی ست که علاوه بر حفظ اصل سرمایه، باعث سودآوری و افزایش میزان سرمایه اولیه نیز می شود. مدیریت سرمایه میزان ریسک در معاملات را به حداقل می رساند و سرمایه گذاران را به بالاترین سود می رسانند. زمانی که استراتژی های معاملاتی در کنار مدیریت سرمایه قرار می گیرند، نتیجه ای جز کاهش ریسک و افزایش سود به همراه نخواهد داشت.

ارکان اصلی مدیریت سرمایه

1- ریسک

میزان ریسک مورد انتظار در معامله باید توسط معامله گران قبل از شروع معاملات انجام شوند و فرد باید بر اساس میزان ریسکی که می تواند متحمل شود، آن را مشخص کند. البته این میزان باید تا پایان معامله ثابت بماند زیرا گاهی برخی از معامله گران میزان تحمل ریسک خود را برای دریافت سود بیشتر، افزایش می دهند در نتیجه ممکن است دچار روند نزولی شوند.

2- بازده

بازده در واقع همان سودی می باشد که معامله گران از سرمایه گذاری خود به دست می آورند و مبنای ارزیابی آن شاخص های پولی، دوره زمانی و عملکردهای دارایی ها می باشد. با افزایش قیمت سهام و سودهای نقدی که به صورت سالانه ایجاد می شوند، بازدهی حاصل می شود. بازده بهینه می تواند متاثر از چندین عامل مانند نرخ تورم، ریسک، هزینه های معاملاتی و . باشد اما بخش زیادی از آن مربوط به مهارت و دانش سرمایه گذار برای مدیریت سرمایه و تصمیم گیری به موقع و مناسب در زمان ورود و خروج سرمایه خود می باشد.

3- حجم معاملات

سرمایه گذاران با خرید تعداد واحدهای هر دارایی، مالکیت آن تعداد را به دست می آورند که همان حجم معاملات نام دارد. در نتیجه می توان گفت هر چه میزان حجم معاملاتی یک سرمایه گذار بیشتر باشد، ریسک و بازدهی بالاتری را نیز برای او به همر اه خواهد داشت زیرا سهم بیشتری از دارایی را در اختیار دارد بنابراین سود و زیانی که متحمل می شود نیز به همان میزان بیشتر می شود. توصیه می شود سرمایه گذاران همه ی دارایی و سرمایه خود را وارد یک معامله نکنند، تا کل سرمایه آنها در معرض ریسک بالا قرار نگیرد.

4- نسبت بازده به ریسک

این نسبت باید توسط معامله گران، پیش از ورود به بازار محاسبه شود تا نشان دهد در ازای میزان ریسک در نظر گرفته شده، چقدر بازدهی مورد انتظار و مطلوب است. همین امر سبب می شود تا یک محدودیت برای کنترل هیجانات سرمایه گذاران ایجاد شود و تعادل نسبتا مطلوبی بین میزان ریسک و بازدهی برقرار شود. با توجه به این که هر چه میزان ریسک پذیری کاربران بالاتر باشد، میزان بازدهی که دریافت می کنند نیز بالاتر می رود اما این امر نباید موجب شود ریسک های نجومی را به این خاطر تحمل کنند.

5- نسبت افت سرمایه

نسبت افت سرمایه از طریق میزان اختلاف میان سطح اولیه سرمایه پیش از ضرر و میزان سرمایه کنونی به دست می آید و نشان دهنده میزان سرمایه از دست رفته سرمایه گذاران در یک معامله ناموفق یا زیان ده بوده است. تفاوت بین افت سرمایه ای که تریدرهای حرفه ای و تریدرهای مبتدی تجربه می کنند این است که حرفه ای ها در زمان افت سرمایه به دلیل مهارتی که در کنترل و مدیریت سرمایه دارند، ضرر کمتری را متحمل می شوند.

نکات کلی در رابطه با مدیریت سرمایه

بررسی نسبت ریسک به ریوارد

- استراتژی‌های معاملاتی در حوزه مدیریت سرمایه باید بر اساس رویکردی که سرمایه گذار در بازار در پیش می‌گیرد و تیپ شخصیتی سرمایه گذار، پایه ریزی شوند.

- هدف اصلی مدیریت سرمایه حفظ سرمایه، کسب سود از آن و افزایش سرمایه اولیه می باشد.

- سرمایه گذاران باید میزان ریسک و بازده سرمایه گذاری را که بر اساس نقاط خروج و حجم معاملات می باشند پیش از شروع، بررسی و ارزیابی کنند.

- بهتر است میزان ریسک در نظر گرفته شده در معاملات بیشتر از ۳ درصد نباشد. همچین اگر نسبت بازده به ریسک کمتر از ۱ درصد باشد، ورود سرمایه گذار به آن معامله توصیه نمی شود.

- اگر معامله گر به چندین معامله نیاز داشته باشد بهتر است حداکثر ریسک بین معاملات تقسیم شود تا فقط یک معامله ریسک زیادی را متحمل نشود.

- اگر سرمایه گذاری به دنبال سرمایه گذاری با بازدهی بالا می باشد، باید ریسک بالا را نیز در نظر بگیرد بنابراین سرمایه گذارن باید آستانه تحمل خود را بالا ببرند و اگر چندین بار معاملات آنها ضرر کرد و دچار افت سرمایه شدید شدند، برای مدتی از انجام معاملات خودداری کنند.

نتیجه گیری

برای کسب سودآوری در سرمایه گذاری ارزهای دیجیتال علاوه بر مهارت و تخصص در تحلیل های تکنیکال و فاندامنتال، مدیریت سرمایه نیز تاثیر به سزایی دارد. در واقع می توان گفت تاثیر تحلیل های تکنیکال و فاندامنتل بر سودآوری 10% است در حالی که تاثیر مدیریت سرمایه 90% می باشد. بنابراین مدیریت ریسک که بخشی از مدیریت سرمایه به حساب می آید در افزایش میزان سودآوری تاثیر بیشتری نسبت به تحلیل های فاندامنتال و تکنیکال دارد. نسبت ریسک به ریوارد نیز به همان نسبت در این سودآوری نقش به سزایی دارد.

انواع ریسک در بازارهای مالی که باید با آنها آشنا باشید.

انواع ریسک در بازارهای مالی که باید با آنها آشنا باشید.

احتمالا با شنیدن کلمه ریسک به یاد خطر می افتید اما باید بگوییم ریسک در بازارهای مالی همیشه منفی و خطرناک نیست چرا که بدون ریسک، سودی نیز به دست نخواهد آمد. به طور کلی ریسک وقتی وجود دارد که از آینده نامطمئن هستیم. یعنی هرچه اطلاعات ما درباره اتفاقی در آینده بیشتر باشد یا مطمئن باشیم که آن اتفاق در آینده خواهد افتاد، ریسک کمتر می‌شود. برخلاف انتظارتان در بازارهای مالی، ریسک می‌تواند مفهوم مثبتی هم داشته باشد. ممکن است ما خود را در موقعیتی قرار دهیم که با وجود ریسک بالا، فرصت طلایی نصیبمان شود. پس در بازارهای مالی، می‌توان گفت که ریسک، هم بعد مثبت دارد و هم بعد منفی. در بازارهای مالی، به اختلاف میان بازده مورد انتظار و بازده واقعی، ریسک می‌گویند. بازده مورد انتظار آن بازده‌ای است که از اهداف قیمتی که ما برای یک دارایی در نظر داریم، محاسبه می‌شود و بازده واقعی آن بازدهی است که در واقعیت به وجود می‌آید.

انواع ریسک در بازارهای مالی

انواع ریسک در بازار بورس که باید از آن ها دوری کنید

به طور کلی می‌توان ریسک را در دو گروه تقسیم بندی کرد.

  • ریسک واقعی یا خالص
  • ریسک پویا یا سودگرانه

ریسک واقعی در واقع همان خطرات فیزیکی مثل جنگ، بیماری، سیل، زلزله و. است. کنترل این نوع از ریسک در اختیار ما نیست و همیشه با خسارت همراه است. وجود بیمه، میزان خسارت در این ریسک را کم می‌کند.

در طرف مقابل، ریسک پویا قابل اندازه‌گیری است. درنتیجه می‌توان سود یا زیان حاصل را محاسبه کرد. انواع سرمایه‌گذاری دارای این ریسک هستند. این نوع ریسک در صورت رفتار هوشمندانه، می‌تواند به نتایج مثبت و سود ده ختم شود.

ریسک‌پذیری در افراد

می‌توان گفت به طور کلی سه گروه از افراد در بازارهای سرمایه از نظر ریسک‌پذیری وجود دارند:

افراد محافظه کار هستند و ترجیح می‌دهند بازده مطمئن تر و احتمال موفقیت بالا داشته باشند.

این دسته افراد جسوری هستند و ریسک بالا را به منظور دریافت سود بالا می‌پذیرند.

این افراد حاضر به سرمایه گذاری در بازار های پر ریسک نیستند ولی از ریسک کردن هم نمی ترسند.

ریسک ها در سرمایه گذاری

انواع ریسک در بازارهای مالی

ریسک را می‌توان به صورت کلی به دو گروه زیر تقسیم بندی کرد:

ریسک سیستماتیک

این ریسک به شرایط سیاسی و اقتصادی کلان کشور مربوط می شود و نمی‌توان آن را حذف کرد. این نوع ریسک تاثیرش را بر روی کل بازار و صنایع می‌گذارد.

ریسک غیرسیستماتیک

این ریسک را می‌توان مدیریت کرد و با بررسی، میزان این ریسک را به کمترین مقدار ممکن رساند. اگر یک شرکت مدیریت خوبی ندارد یا صنعتی که در آن فعالیت می‌کند شرایط خوبی ندارد، فروش این شرکت کم شده و محصولات جدیدی به بازار ارائه نداده و یا در رقابت با رقیبان تجاری عقب افتاده است، ما با بررسی شرایط این شرکت می‌توانیم از خرید سهام و سرمایه‌گذاری در آن اجتناب کنیم. علاوه بر این، می‌توان به ریسک‌های دیگری در بازار سرمایه اشاره کرد.

ریسک تورم

نرخ تورم که هر ساله از طرف بانک مرکزی اعلام می شود و تاثیر روی ارزش پول ملی می گذارد. در دهه 80 با 100.000 تومان می‌توانستید یک سکه تمام بخرید اما با این نمودار ریسک و بازده مقدار پول در دهه 90 چه کاری می‌توانید انجام دهید؟ فرض کنید نرخ تورم سالیانه 20% باشد. در ابتدای سال شما در یک دارایی سرمایه‌گذاری می‌کنید و انتظار دارید با توجه به مطالعات و بررسی‌هایتان از پتانسیل این بازار در سال جاری، در انتهای سال 60% سود کنید. در پایان سال در صورتی که شما به بازدهی مورد نظرتان دست یابید، نه 60% بلکه تنها 40% با احتساب تورم سال سود کرده‌اید. حال اگر سال بعد تورم 30% باشد، احتمالا دیگر 60% سود انتهای سال برای شما جذاب نخواهد بود. باتوجه به میزان تورمی که هر ساله تجربه می‌کنیم، باید سرمایه‌گذاری را انتخاب کنیم که بهترین بازده در سال را داشته باشد که نهایتا با احتساب تورم سالیانه، بهترین بازدهی را داشته باشیم. به این ریسک که حاصل از افزایش نرخ تورم است، ریسک تورم می‌گویند.

ریسک در بازار مالی

ریسک نرخ سود (ریسک نرخ بهره)

ریسک نرخ سود یکی از انواع ریسک در بازارهای مالی است. اگر فرض کنیم نرخ سود بانکی امسال 18% باشد و شما در بازاری سرمایه‌گذاری کنید که بازدهی 20% دارد، این سرمایه گذاری، سرمایه گذاری خوبی است که بیش از بانک به شما سود می‌دهد. حالا اگر بانک مرکزی نرخ بهره را از 18 به 22% افزایش دهد، دیگر این سرمایه‌گذاری شما ارزشی ندارد چون با ریسک کمتر، بانک به شما سود 22% پرداخت می‌کند. همچنین چون در این مواقع که سود بانک بیشتر از سود دیگر بازارهاست، سرمایه از بازارهای مالی به بانک منتقل می‌شود که باعث رکود در این بازارها می‌شود. این ریسک در دنیای بورس بیشتر بر روی اوراق بهادار با درآمد ثابت تاثیرگذار است.

ریسک نرخ ارز

ریسک نرخ ارز بر روی سهام شرکت هایی تاثیر دارد که یا صادر کننده محصولات هستند یا وارد کننده مواد اولیه. درصورتی که نرخ ارز افزایش یابد، هزینه مواد اولیه شرکت که واردات دارد، بیشتر می‌شود در نتیجه سودی که می سازد، کمتر می‌شود. در مقابل صادرات محصولات شرکت دیگر گران‌تر تمام می‌شود که باعث افزایش سود آن می‌شود. در شرکت اول افزایش نرخ ارز اتفاق خوبی نیست اما برای شرکت دوم می‌توان گفت که اتفاق خوبی است. این نوع ریسک، از زیرمجموعه‌های ریسک سیستماتیک است و شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران تاثیر زیادی روی آن ندارند.

ریسک مالی

شرکت‌ها برای توسعه برنامه‌ها و فعالیت‌های خود، می‌توانند از بانک تسهیلات دریافت کنند که علاوه بر اصل پول، سود آن را نیز باید پرداخت کنند. این تسهیلات و تعهدات مالی هر شرکت در صورت مالی شرکت وجود دارد. هرچه تعهدات مالی شرکت بیشتر باشد، توانایی شرکت برای سوددهی کاهش می‌یابد و ریسک مالی شرکت افزایش می‌یابد.

ریسک نقدشوندگی

نقدشوندگی یک دارایی به این معناست که آن دارایی در چه مدتی به پول نقد تبدیل می‌شود. مثلا یک قطعه زمین به ارزش 100 میلیارد تومان، هرچقدر هم ارزنده باشد، از آنجایی که فروشش طول می‌کشد، نقدشوندگی پایینی دارد اما ممکن است همین 100 میلیارد سرمایه‌گذاری در یک سهم بورسی، به راحتی طی چند روز به پول نقد تبدیل شود که نشان می‌دهد آن سهم نقدشوندگی بالایی دارد. هرچه یک دارایی راحت‌تر به پول نقد تبدیل شود، نقدشوندگی‌اش بالاتر است. تصمیمات و عملکرد یک شرکت در بورس، باعث می‌شود تمایل افراد به خرید سهم آن شرکت تغییر کند و در نتیجه نقدشوندگی آن تغییر کند، این مساله را تحت عنوان ریسک نقدشوندگی بررسی می کنیم.

ریسک تجاری

یکی از انواع ریسک در بازارهای مالی، ریسک تجاری است. در دنیای تجارت، شرکت‌هایی که در یک گروه صنعتی فعالیت می‌کنند، رقیب تجاری هم هستند. مثلا در دنیا و کشورمان تعدادی کارخانه تولید اتومبیل در حال فعالیت هستند. ریسک تجاری، به عنوان قدرت شرکت در فروش محصولات و تامین هزینه‌های خود بررسی می‌شود. تقاضا برای محصول یک شرکت، هزینه تولید آن، حاشیه سود شرکت و. از عوامل تاثیرگذار بر این ریسک است.

ریسک اعتباری

این ریسک، ریسک عدم بازپرداخت سود یا اصل سرمایه است. اوراق قرضه دولتی کمترین میزان ریسک اعتباری و اوراق بهادار شرکت، بیشترین میزان این نوع ریسک را دارد.

ریسک سیاسی (ژئوپلتیک)

نبودن ثبات سیاسی، امکان وقوع جنگ داخلی یا خارجی، تغییرات در قوانین و. از انواع این ریسک است. ریسک سیاسی زیرمجموعه ریسک‌های سیستماتیک است. هرگونه تغییرات در این ریسک، بر عملکرد شرکت‌ها و قیمت سهام آنها تاثیرگذار است. هرچه سرمایه‌گذاری با افق بلندمدت‌تری برنامه‌ریزی شود، این ریسک هم بیشتر می‌شود.

ریسک کشور

کشورها، همانند شرکت‌ها اقدام به دریافت تسهیلات از نهادهای بین‌المللی مالی (مثل صندوق بین‌المللی پول) می‌کنند. زمانی که یک کشور توانایی پرداخت این تسهیلات را نداشته باشد، ریسک کشور افزایش می یابد. قدرت یک شرکت در بازپرداخت این تسهیلات، بر اقتصاد داخلی کشور تاثیر می گذارد. این ریسک‌ها برروی تمامی بازارهای مالی یک کشور تاثیرگذار است. البته میزان تاثیرگذاری هر ریسک، به بازار مدنظر بستگی دارد.

ریسک به ریوراد چیست؟

ریسک به ریوارد

ریسک به ریوراد یا نسبت سود به زیان، برای تعیین حد ضرر و حد سود برای سرمایه‌گذاری استفاده می‌شود. این نسبت به شکل زیر محاسبه می‌شود:

حد ضرر - قیمت سهم = ریسک (زیان)

قیمت سهم - حد سود = ریوارد (سود)

هرچه نسبت ریسک به ریوارد کمتر (مخصوصا کمتر از 50%) شود، سهم برای خرید مناسب‌تر است. اگر این نسبت بالای 100% باشد یعنی ریسک بیشتر از پتانسیل کسب سود است و معامله اصلا منطقی نیست. فرض کنید یک سهم را در قیمت 1000 تومان خریده‌اید. حد ضرر 800 تومان و حد سود 1600 تومان است. با تعاریف فوق، ریسک معامله برابر 200 و ریوارد برابر 600 می باشد. بنابراین، با رعایت این حد سود و حد ضرر، ورود به چنین معامله ای منطقی می باشد.

بورس مناسب چه کسی است؟

برای پاسخ به این سوال باید اول بدانید که از نظر میزان ریسک پذیری، شما چه نوع معامله‌گر یا سرمایه‌گذاری هستید. در بازار بورس ایران، اوراق مشارکت و اوراق اجاره، چون شرکت متعهد به بازپرداخت سود و اصل پول است، کم‌ریسک‌ترین نوع سرمایه گذاری است. سرمایه گذاری در صندوق‌های سرمایه گذاری یا سبدگردانی، از آنجایی که توسط تیم‌های حرفه‌ای تحلیل بازار رصد می‌شوند، ریسک معقولی دارند اما همچنان ریسک بالاتری نسبت به اوراق بدهی دارند. خرید سهم شرکت‌ها، چون تمامی ریسک‌هایی که در بالا گفته شد روی آن تاثیر دارد، ریسک معقول اما بیشتری نسبت به موارد قبلی دارد و در نهایت قراردادهای آتی هم از آنجایی که شرایط خاص خود را دارند، پرریسک‌ترین حالت سرمایه‌گذاری در بورس است. چون بورس از نظر ریسک سرمایه گذاری گسترده است، شما با دانستن میزان ریسک پذیری خود، می‌توانید انتخاب مناسبی برای سرمایه‌گذاری در بورس داشته باشید.

نمودار ریسک و بازده

نمودار ریسک و بازده

هرچه ریسک در بازارهای مالی بیشتر باشد، بازدهی مورد انتظار ما نیز بیشتر می‌شود اما این قانون تا یک مقدار مشخصی از ریسک صادق است. از یک میزان ریسک، هرچه بیشتر ریسک کنیم، بازده مورد انتظار ما بیشتر نمی ‎شود و ثابت می‌ماند. با اندازه گیری حالات مختلف و مشاهده نمودار ریسک به ریوارد (بازده)، درک این مساله راحت‌تر است.

جمع بندی

در این مقاله با مفهوم ریسک در بازارهای مالی و انواع آن آشنا شدیم. ریسک یک جزء جدایی ناپذیر در بازارهای مالی به حساب می آید و بدون آن، سود نیز معنا ندارد. چیزی که اهمیت دارد، مدیریت ریسک می باشد که با روش های مختلفی صورت می گیرد و البته داشتن تجربه نیز در آن حرف اول را می زند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.