آنالیز نمودار کندل استیک


نمودار شمعی

انواع نمودار در بورس برای تحلیل تکنیکال

انواع نمودار در بورس و بازارهای سرمایه وجود دارند که جهت شناسایی و مطالعه رفتار قیمت در بازارهای مالی کاربرد دارند. این نمودارها عبارتند از:

  • نمودار خطی
  • نمودار شمعی
  • نمودار میله ای

توجه: در این نمودارها محور افقی زمان و محور عمودی بیانگر قیمت می‌باشد.

قبل از ورود به بحث نمودارها باید به یک نکته توجه کرد:

برای هر سهم ( جفت ارز، کالا، ارز دیجیتال، طلا، نفت و …) که طی روز معامله می‌شود، در پایان روز چهار مقدار قیمتی حاصل می‌شود:

  • قیمت باز شدن سهم
  • قیمت بسته شدن سهم
  • بالاترین قیمت سهم
  • پایینترین قیمت سهم

به عنوان مثال معاملاتی که امرزو بر روی سهام شرکت ذوب آهن اصفهان انجام شده است به قرار زیر است:

اولین معامله روی این سهم در قیمت 1000 تومان انجام شده است( قیمت باز شدن) پس از آن بیشترین قیمتی که طی روز معامله شد 1049 تومان بوده است( بیشترین قیمت ) و کمترین قیمت معامله امروز نیز 998 تومان بوده است ( کمترین قیمت ) و در نهایت آخرین معامله روی قیمت 1011 تومان انجام شد ( قیمت بسته شدن ).

در مثال دیگر برای سهم وغدیر چهار قیمت را در شکل زیر مشاهده می‌کنید

نمودار خطی ( Linear graph )

ساده ترین شکل نمایش روند و حرکات قیمت در بازارهای مالی نمودار خطی است. این نمودار از اتصال آخرین قیمت‌ها به دست می‌آید. در تصویر زیر یک نمودار خطی را نشان داده‌ایم.

در نمودار خطی، قیمت آخرین معاملات را به وسیله‌ی خط به یکدیگر وصل می‌کنند و صرفا این نمودار برای نشان دادن نوسان قیمت است و نسبت به نمودار شمعی ژاپنی و میله‌ای کاربرد کمتری در تحلیل تکنیکال دارد.

نمودار شمعی یا canldlestick

در نمودار کندل استیک «شمعی ژاپنی» تمام اطلاعات قیمت به صورت واضح بر روی نمودار نمایش داده می‌شود. نمودار کندل استیک طوری طراحی شده است که مثبت و منفی بودن قیمت به راحتی قابل تشخیص است. در این نوع نمودار و اصطلاحا در هر کندل چهار نوع قیمت را می‌توان مشاهده کرد.

نمودار شمعی

  • قیمت باز شدن سهم
  • قیمت بسته شدن سهم (در بورس ایران قیمت پایانی)
  • بالاترین قیمت سهم
  • پایینترین قیمت سهم

در شکل بالا کندل مشکی نزولی و کندل سفید صعودی است در واقع اگر قیمت بسته شدن بالاتر از قیمت باز شدن باشد یعنی قیمت رشد کرده و کندل صعودی است و اگر قیمت بسته شدن پایینتر از قیمت باز شدن باشد کندل نزولی است.

از کنار هم قرار گرفتن کندل‌ها یا شمع‌ها یک چارت یا نمودار شمعی شکل می گیرد که در شکل زیر می‌توانید ببینید.

نمودار شمعی

نمودار شمعی

در نمودار بالا که نمودار شمعی جفت ارز EURUSD است هر کندل که مشاهده می‌کنید مربوط به یک ساعت است. در بازه زمانی یک ساعت قیمت‌های باز، بسته، بالاترین و پایینترین در یک کندل قرار گرفته اند. اصطلاحا می‌گویند تایم فریم این نمودار یک ساعته است. تایم فریم‌های مختلفی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

تایم فریم روزانه، هفتگی، ماهیانه، چهار ساعته، یک ساعته، نیم ساعته، 15 دقیقه ای، 5 دقیقه ای و …

نمودار میله ای

نمودار میله‌ای به صورت یک میله‌ی عمودی روی نمودار رسم می‌شود. نمودارهای میله‌ای شبیه نمودارهای شمعی یا کندل استیک هستند از این نظر که چهار قیمت را در خود دارند فقط شکل ظاهری این دو نمودار تفاوت دارد.

جزئیات میله‌های یک نمودار میله‌ای

در سمت چپ میله، یک خط افقی کوچک قرار دارد که نشان دهنده‌ی قیمت باز شدن، و در سمت راست آن یک خط افقی قرار دارد که نشان ‌دهنده‌ی بسته شدن قیمت یا قیمت نهایی است.

نمودار میله‌ای

آیا با استفاده از این نمودارها آینده ی بازار و حرکات بعدی قیمت قابل تشخیص است؟

چند آنالیز نمودار کندل استیک نکته وجود دارد:

۱- با توجه به نوسانات قیمت، کندل شکل خاصی به خود می‌گیرد، که هر کدام از آن شکل‌ها می‌تواند یک نوع سیگنال و به عبارت بهتر تریگر باشد.

۲- وقتی دو یا چند کندل درکنار هم قرار می‌گیرند در نتیجه می‌توانند الگوی خاصی را تشکیل دهند. در این خصوص الگوهای مهم برگشتی و ادامه دهنده وجود دارند که در تصمیم گیری به ما کمک می کنند.

۳- اگر کندلی بتواند از قیمت خاصی عبور کند برای تحلیلگر یک نوع دیگر سیگنال است. در اینجا منظور از قیمت خاص محدوده حمایتی و مقاومتی است که در گذشته قیمت به این محدوده واکنش داده است.

۴- تاریخ تکرار می‌شود؛ وقتی کندل‌ها چندین بار حرکت خاصی را انجام می‌دهند، انتظار است تکرار آن اتفاق در آینده تکرار شود.

آشنایی با کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال

نمودارهای کندل استیک، از پرکاربردترین نمودارها در تحلیل تکنیکال هستند که با استفاده از آن‌ها می‌توان حرکات قیمتی در آینده را پیش‌بینی کرد و اقدام به خرید و فروش سهم در موقعیت‌های مناسب نمود. از آن‌جایی‌که هر کندل، منعکس‌کننده‌ی عکس‌العمل و رفتار تمامی معامله‌گران در یک تایم‌فریم خاص است، معامله‌گران به‌راحتی با دیدن کندل‌ها می‌توانند کل معاملات یک تایم‌فریم را تحلیل کنند. پیش‌تر راجع به برخی از مهم‌ترین انواع کندل در تحلیل تکنیکال صحبت کردیم. اما امروز و در این مقاله از سری مقالات آموزش بورس در چراغ به سراغ یکی دیگر از انواع کندل، تحت عنوان کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال رفته‌ایم. برای آشنایی بیش‌تر با این ابزار کاربردی، ادامه‌ی مطلب را از دست ندهید.

کندل اینگالفینگ یا پوششی چیست؟

اینگالفینگ (به انگلیسی: Engulfing) در لغت به‌معنای پوشش دهنده می‌باشد. دلیل نام‌گذاری این کندل‌ها هم خاصیت پوشانندگی آن‌هاست که از بالا و پایین، کل بدنه‌ی کندل قبلی را پوشش می‌دهد به‌طوری که دیگر کندل قبلی دیده نشود. در واقع، الگوی اینگالف زمانی تشکیل می‌شود که بدنه‌ی قیمتی کندل، یک یا چند کندل ماقبل خود را در برگیرد. زمانی‌که کندل‌ اینگالف، کندل‌های بیشتری را در برگیرد، قدرت بیشتری برای ادامه‌ی روند وجود خواهد داشت. دو نوع از کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال وجود دارد:

۱. الگوی اینگالف صعودی (Bullish) که سیگنال روند صعودی رو به جلو را اعلام می‌کند.

۲. الگوی اینگالف نزولی یا (Bearish) که سیگنال روند نزولی رو به پایین را اعلام می‌کند.

کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال : تحلیل الگوی اینگالف صعودی

همان‌طور که در نمودار زیر مشاهده می‌کنید، یک خط روند نزولی بعد از روند صعودی اتفاق افتاده است. در پایان روند نزولی یک کندل اینگالف دیده می‌شود که کندل ماقبل خود را پوشش داده است. در اینجا با ایجاد شدن یک کندل اینگالف، روند نزولی پایان می‌یابد و بعد از آن روند صعودی شروع می‌شود؛ یعنی تغییر روند اتفاق می‌افتد. زمانی‌که با پیدایش کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال تغییر روند به‌وجود می‌آید، معمولاً یک کندل خلاف جهت داریم و مجدداً ادامه‌ی مسیر صعودی. اما سوال اینجاست که وقتی در چنین بازاری قرار می‌گیریم، چه باید کنیم؟

کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال

کندل اینگالفینگ صعودی

وقتی کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال در پایان روند نزولی ایجاد شود، می‌گوییم الگوی اینگالف صعودی داریم. در چنین حالتی، در محدوده‌ی مشخص شده روی نمودار باید وارد معامله شده و خرید خود را انجام دهید. حالا برای اینکه بفهمید نقطه‌ی فروش یا Target شما کجاست، باید زمانی‌که روند قیمتی هم‌سطح با نقطه‌ی شروع روند نزولی قبلی شد، Target خود را مشخص نمایید. برای درک عمیق‌تر به مثال زیر توجه کنید:

فرض کنید که در ابتدای روند نزولی در نقطه‌ی A، قیمت ۱۰دلار باشد. در انتهای روند نزو‌لی و در نقطه‌ی B، درست زمانی‌که الگوی اینگالف اتفاق افتاده، قیمت به ۶دلار کاهش می‌یابد. سپس در نقطه‌ی C، و با افزایش قیمت به ۷ دلار وارد معامله خواهید شد. سپس صبر می‌کنید تا قیمت سهم مجدداً به ۱۰دلار در نقطه‌ی D برسد و درست در همین نقطه با سودی که کرده‌ایم، از معامله خارج می‌شویم و سهام خود را می‌فروشیم. دیدید که چگونه و با تشخیص به‌موقع کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال می‌توانید از خریدتان سود کنید و یک معامله‌ی موفق داشته باشید.

💡 نکته: برای استفاده از کندل اینگالف در نمودارهای قیمتی، پیشنهاد می‌شود از تایم‌فریم‌های روزانه و یا ۴ ساعته استفاده کنید. البته تایم‌فریم هفتگی هم برای تشخیص این کندل می‌تواند مناسب باشد.

کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال : تحلیل الگوی اینگالف نزولی

در این نمودار مشاهده می‌کنید که کندل اینگالف در انتهای دو روند صعودی متمادی، تشکیل شده است. در پایان روند صعودی یک کندل اینگالف دیده می‌شود که کندل ماقبل خود را به‌خوبی پوشش داده است. در اینجا هم با ایجاد شدن کندل اینگالف، روند صعودی پایان یافته و بعد از آن روند نزولی شروع می‌شود. در این حالت هم هم‌زمان با پیدایش کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال تغییر روند به‌وجود آمدهو بعد از آن یک کندل خلاف جهت داریم و مجدداً ادامه‌ی مسیر نزولی.

کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال

کندل اینگالفینگ نزولی

وقتی کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال در پایان روند صعودی ایجاد شود، می‌گوییم الگوی اینگالف نزولی داریم. در چنین حالتی، در محدوده‌ی مشخص شده روی نمودار باید وارد معامله شده و فروش خود را انجام دهید. در اینجا همان‌طور که مشاهده می‌کنید، دو روند صعودی (از A تا B و از B تا C) اتفاق افتاده است. بنابراین Target اول در نقطه‌ی E و Target دوم در نقطه‌ی F می‌باشد.

برای مثال فرض کنید که در نقطه‌ی A، قیمت ۵ دلار بوده است. سپس در پی روند صعودی که اتفاق افتاده قیمت آن در نقطه‌ی B به ۸ دلار و در نقطه‌ی C، درست زمانی‌که الگوی اینگالف اتفاق می‌افتد به ۱۲ دلار رسیده است و پس از آن نزول کرده است. اگر قیمت سهم در نقطه‌ی D به ۱۰ دلار رسیده باشد و شما در آنجا معامله انجام داده باشید، Target اول شما در نقطه‌ی E، ۸ دلار Target دوم شما ۵ دلار خواهد بود. به این ترتیب در Target اول، ۲۰ درصد سود و مابقی آن در Target بعدی نصیبتان خواهد شد.

سخن آخر

در این مقاله از سایت آموزش چراغ به بررسی کندل اینگالفینگ در تحلیل تکنیکال و نحوه‌ی معامله با استفاده از آن پرداختیم. این الگو، از مباحث مورد توجه در میان الگوهای کندلی در آموزش باینری آپشن، فارکس و آموزش بورس می‌باشد. تشخیص الگوی اینگالفینگ در کنار استفاده از دیگر ابزارهای تکنیکی همچون اندیکاتورها می‌تواند به عنوان سیگنال بسیار خوب برای خرید یا فروش سهم در بازارهای مالی به حساب بیاید. امیدواریم که با یادگیری نکاتی که در رابطه با این کندل در این مقاله راجع به آن‌ها صحبت شد، به سودهای چندین برابری در معاملاتتان دست یابید. چراغ ، به عنوان پلتفرم آموزش و کاریابی در تلاش است تا با بیان نکات آموزشی مهم در زمینه‌ی کار و سرمایه‌گذاری به شما برای رسیدن به موفقیت در این زمینه‌ها کمک نماید.

استفاده از تحلیل تکنیکال در بازار فارکس (بازار مبادلات ارز)

همانطور که در درس دوم اشاره شد، تحلیل تکنیکال بررسی نمودار قیمت و شناسایی الگوهای قیمتی در جهت پیش بینی حرکت های آینده بازار می باشد. مهمترین ابزار یک تحلیل گر تکنیکال (Technical Analyst) نمودار تغییرات قیمت می باشد. در این درس انواع نمودارها را خواهیم شناخت و با پایه ای ترین ابزار تحلیل آنها یعنی خطوط حمایت – ساپورت (Support) و خطوط مقاومت – رزیستانس (Resistance) آشنا خواهیم شد.

بهتر است در همین ابتدای کار با اصطلاح بازه زمانی – تایم فریم (Time Frame) آشنا شوید. همانطور که از اسم آن پیدا است بازه زمانی اشاره دارد به مدت زمانی که تغییرات قیمت در آن ثبت می شود. به عنوان مثال اگر قیمت را در پایان هر هفته بر روی نمودار ثبت کرده و این نقاط را به هم متصل کنیم، نموداری به دست می آید که می گوییم بازه زمانی آن هفتگی است و یا اگر این کار را برای هر ساعت انجام دهیم، یعنی قیمت را در پایان هر ساعت بر روی نمودار ثبت کنیم، نموداری با بازه زمانی یک ساعته به دست می آوریم.

آشنایی با انواع نمودارها – چارت

نمودارها اصلی ترین ابزار تحلیل تکنیکال می باشند. هر نمودار از دو پارامتر اصلی تشکیل شده، قیمت و زمان. قیمت در محور عمودی نمودار و زمان در محور افقی قرار دارد.
قیمت در هر نموداری برگرفته از ارزش شاخص، کالا یا ارزش ارز اول نسبت به ارز دوم می باشد.
زمان نیز بازه زمانی هر نمودار را نمایش می دهد بازه های زمانی نمودارها از تیک چارت (تغییر لحظه ای قیمت) تا نمودارهای ساعتی، روزانه و حتی ماهانه می تواند متغیر باشند. تغییرات قیمت در بازه های مختلف نمودار به اشکال متفاوتی نمایش داده می شود. اما در کل ماهیت تفسیر نمودارها در بازه های مختلف تفاوت چندانی ندارد.

نمودارهای میله ای – بار چارت (BarChart)

معمولا در آموزش نمودارها، ابتدا نمودار خطی را بیان می کنند اما ترجیح می دهم که ابتدا شما را با نمودار میله ای آشنا کنم. قبل از اینکه وارد جزئیات یک نمودار میله ای شویم مایل هستم شما را با مفهوم تایم فریم (TimeFrame) یا بازه زمانی آشنا کنم. هر نمودار قیمت، بنا به انتخاب کاربر می تواند بازه های زمانی متفاوتی را نشان دهد از بازه یک دقیقه ای (یا تیک چارت) تا بازه زمانی هفتگی و حتی ماهیانه. وقتی که شما برای نمودار خود تایم فریم یک روزه را انتخاب می کنید، یعنی هر واحد بر روی محور زمان (محور افقی) نشان دهنده یک روز است. به همین ترتیب اگر تایم فریم یک ساعته را انتخاب کنید، هر واحد بر روی محور افقی نمودار برابر یک ساعت خواهد بود.

به بحث اصلی در مورد نمودار میله ای برگردیم. اگر به تصویر زیر توجه شود (شکل ظاهری یک نمودار میله ای) نمودار میله ای از تعداد زیادی از این میله ها (Bars) تشکیل شده که هر کدام از اینها، تغییرات قیمت را در بازه زمانی انتخاب شده نشان می هند. یعنی به طور اجمالی می گویند که در بازه زمانی مورد نظر چه اتفاقی روی داده و چه تغییراتی در آن ایجاد شده است.

فرض کنیم بازه زمانی (تایم فریم) یک روزه را انتخاب کرده ایم. در این حالت هر میله نشان دهنده یک روز می باشد. زائده سمت چپ میله قیمت باز شدن (Open Price) را نشان می دهد. یعنی در روز مورد نظر، اولین قیمت چه عددی بوده است. زائده سمت راست قیمت بسته شدن (Close Price) را نمایش می دهد. یعنی قیمت در آخرین لحظه از آن روز را نشان می دهد. نقطه پایینی میله حداقل قیمتی را نشان می دهد که در آن روز وجود داشته است (Low Price) و به همین ترتیب نقطه بالایی میله حداکثر قیمت آن روز را نشان می دهد( High Price). حالا دوباره به شکل ظاهری یک میله از نمودار میله ای نگاه کنید و سعی کنید مطالب گفته شده را به خاطر بسپارید. با کمی دقت متوجه می شوید که اگر در یک میله (Bar) قیمت باز شدن (Open) پایین تر از قیمت بسته شدن (Close) باشد، یعنی در آن بازه زمانی قیمت صعود کرده و یا بالعکس. این چهار قیمت برای هر بازه زمانی بسیار مهم هستند و بعد ها استفاده زیادی از آنها خواهیم کرد. پس حتما مفهوم High، Low، Open، Close را به خوبی یاد بگیرید.

نمودارهای خطی – لاین چارت (Line Chart)

نمودار خطی ساده ترین نوع نمودار می باشد. در این نوع از نمودار، قیمت های Close در هر بازه زمانی به هم متصل شده و نمودار را به وجود می آورند و در این نمودار نمی توانیم قیمت Open، High، Low را مشاهده کنیم.

نمودارهای شمعی – کندل استیک چارت (CandleStick Chart)

نمودار شمعی (Candlestick) یکی از پر کاربردترین نمودارها می باشد که در واقع نسخه تکامل یافته نمودار میله ای است. از این نوع نمودار ژاپنی ها در قرن هجدهم استفاده می کرده اند که تاریخچه آن در نوع خود جالب است.

همانطور که در نمودار میله ای هر میله نشان دهنده تغییرات قیمت در یک بازه زمانی بود، در نمودار کندل استیک Candlestick نیز هر کندل نشان دهنده قیمت باز شدن، بسته شدن، قیمت حداکثر و قیمت حداقل در بازه زمانی مورد نظر است. همانطور که در شکل ظاهری یک کندل مشاهده می کنید، هر کندل شامل یک قسمت پهن (بدنه یا Body) و دو خط نازک در بالا و پایین (Shadow) است. فاصله بین قیمت Open و قیمت Close بدنه را تشکیل می دهد و قیمت High و Low را خط های باریک (سایه و Shadow نیز خوانده می شوند) نمایش می دهند.

علت اینکه آنقدر افراد نمودار کندل استیک را بر نمودار میله ای ترجیح می دهند این است که در نمودار شمعی، صعودی و نزولی بودن قیمت در هر بازه زمانی به راحتی قابل تشخیص است. معمولا کندل های صعودی – بولیش کندل (Bullish Candle) با رنگ سبز، سفید، آبی و یا توخالی نمایش داده می شوند و کندل های نزولی – بریش کندل (Bearish Candle) با رنگ مشکی، قرمز، قهوه ای و یا توپُر نشان داده می شوند.

شکل ها و الگوهایی که کندل ها با قرار گرفتن در کنار یکدیگر ایجاد می کنند مطالب بسیاری را بیان می کنند که بعد ها مفصل به آنها خواهیم پرداخت.

آشنایی با تعریف ساپورت و رزیستانس S&R

به طور کلی برای هر معامله، نیاز به سه فاکتور می باشد تایین جهت، نقاط خروج (حدضرر و حدسود) و حجم. در گذشته در مورد تکنیک های مدیریت سرمایه و تعیین حجم معامله به تفصیل صحبت کردیم اما دو فاکتور دیگر چیست ؟ مهمترین هدف هر تریدر برای افزایش سرمایه تشخیص جهت بازار می باشد جهت از آن رو حائز اهمیت است که سود معامله گران از تشخیص درست جهت ساخته می شود تنها هدف باید این باشد که تریدر جهت غالب خریداران یا فروشندگان را تشخیص دهد و همسو با آنان وارد بازار شود. از آنجا که پویایی بازار فارکس یعنی حجم و تعداد زیاد خریداران و فروشندگان از تغییرات قیمت ها و جهات آنها ناشی می شود تشخیص نقاط تغییر قدرت بین خریداران و فروشندگان از مهم ترین مباحث تحلیل تکنیکال می باشد. بنابراین نقاط تغییر جهت روند اصلی قیمت از صعودی به نزولی و یا از نزولی به صعودی از اهمیت بالایی برخوردار است. نقاط حداقل (Minimum) که روند نزولی قیمت با برخورد به آنها تغییر جهت داده و به روند صعودی تبدیل می شود را نقاط حمایت یا Support (به اختصارS) می نامیم و به نقاط حداکثر (Maximum) که روند صعودی قیمت با برخورد به آنها تغییر جهت داده و به روند نزولی تبدیل می شود را نقاط مقاومت یا Resistance ( به اختصارR) می گوییم. درک و تشخیص نقاط S و R برای معاملات از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در پنج درس آینده انواع روش های تشخیص و استفاده از نقاط حمایت و مقاومت توضیح داده خواهد شد.

شناسایی اصول تشخیص ساپورت و رزیستانس S&R

اولین گام برای تشخیص نقاط بازگشت قیمت (S&R) مکان هایی روی نمودار می باشد که در گذشته معامله گران نسبت به آن قیمت ها عکس العمل نشان داده اند عموما از این نقاط در اصطلاح به ساپورت و رزیستنس چشمی یاد می کنند.

همانطور که در شکل مشاهده می شود با دوبار برخورد قیمت به سطح قیمتی خاص زمانی که بار سوم قیمت به این سطوح می رسد حجم زیادی از معاملات خرید به فروش یا بالعکس تبدیل می شود و از همین رو بازار در جهت معکوس حرکت می کند.

اصول استفاده از ساپورت و رزیستنس Support & Resistances

در زمان تشخیص ساپورت S و رزیستنس R می توان با مد نظر قراردادن قوی بودن این سطوح، انتظار داشت قیمت در هنگام برخورد با آنها در خلاف جهت روند قبلی حرکت کند و معامله در جهت خلاف روند قبلی باید انجام شود. البته تا زمانی که تجربه و دانش تشخیص بجا و درست محدوده های S&R را بدست نیاورده اید توصیه نمی شود که به این شکل معامله کنید .

اصول درجه اهمیت ساپورت و رزیستنس S&R

درجه اهمیت ساپورت و رزیستنس به عوامل گوناگونی مربوط است. اما در اینجا به ساپورت و رزیستنس های مختلف و درجه اهمیت آنها خواهیم پرداخت.
ساپورت و رسیستنس چشمی: همانطور که در گذشته ذکر شد معمول ترین نقاط بازگشت بازار نقاطی است که در گذشته بازار نسبت به آنها عکس العمل نشان داده است. درجه اهمیت S و R چشمی به عوامل گوناگونی بستگی دارد. هر چه تعداد دفعات بازگشت قیمت از سطحی بیشتر باشد اهمیت آن قیمت بیشتر است اگر قیمتی در S یا R سه بار باز گشته باشد بسیار اهمیت بیشتری نسبت به خطی دارد که تنها یک بار قیمت از آن مکان بازگشته است. هرچه S یا R در نمودار بلند مدت تری مورد بررسی قرار بگیرد اهمیت آن سطوح بیشتر می باشد. به عنوان مثال باید درک کنیم اهمیت ساپورت و رزیستنس در نمودار هفتگی بیشتر از نمودار چهار ساعته و در نمودار چهار ساعته بسیار قوی تر از نمودار ۱۵ دقیقه است. نکته دیگر، ساپورت رزیستنس های احساسی می باشد، ساپورت و رزیستنس هایی که بازار در گذشته های دور به آنها رسیده و بازار سالهاست که آن قیمت را مشاهده نکرده. S و R دیگری که در این دسته جای می گیرد نقاط Even می باشد نقاط Even در مبادلات ارز قیمت هایی است که از پنج رقمی که عموما ارزها در مقابل یکدیگر محاسبه می گردند دو رقم سمت راست به عدد دو صفر برسد. از آنجا که در جاهایی که بازار به رقم صحیح دو صفر می رسد نرخ برابری یک واحد اصلی تغییر میکند از لحاظ احساسی بازار نسبت به این اعداد واکنش نشان می دهد. مثال این مورد زمانی است که نرخ برابری یورو به دلار از ۱٫۲۹۹۹ به ۱٫۳۰۰۰ می رسد. در این زمان شاید بازار نسبت به تغییر برابری این جفت عکس العمل نشان بدهد و اجازه رسیدن قیمت به سطوح بالاتر را ندهد. در درس های آینده با ساپورت و رسیستنس های دیگری نیز آشنا خواهیم شد.

استفاده ازتعویض نقش و شکسته شدن ساپورت و رزیستنس S&R

از آنجا که ساپورت و رزیستنس ها برای بازار سطوح قیمتی مهمی به شما می روند حتی با شکسته شدن این سطوح و عبور قیمت از آنها امکان اینکه قیمت در آینده نسبت به آنها عکس العمل نشان بدهد بسیار بالا می باشد و در بازگشت نقش S یا R با یکدیگر تعویض می شود. ساپورت در آینده نقش یک رزیستنس را بازی می کند یا یک رزیستنس مانند یک ساپورت ایفای نقش می کند. همانطور که در شکل زیر مشاهده می کنید عبور قیمت از یک ساپورت، نقش رزیستنس را در آینده به آن خط واگذار کرده و بازار نسبت به آن خط عکس العمل نشان داده است.

در زیر نمودار روزانه دلار به ین ژاپن دیده می شود. قیمت ۱۰۸٫۹۵ آنالیز نمودار کندل استیک در ابتدا نقش رسیستنس و پس از شکسته شدن تبدیل به ساپورت می شود.

آشنایی با محدوده های S&R Zone

محدوده های ساپورت و رسیستنس خطوطی نزدیک به هم هستند که نقش ساپورت یا رسیستنس را بازی می کنند. قیمت در نمودارهای روزانه و پایین تر با اختلاف چند پیپ و در نمودارهای هفتگی و ماهانه با اختلاف چند ده پیپ نسبت به محدوده های ساپورت و رسیستنس عکس العمل نشان می دهد. در شکل زیر محدوده رزیستنسی را می بینید که روند صعودی قیمت با هر بار رسیدن به این محدوده تبدیل به روندی نزولی شده است.

اصول کاربا ساپورت و رزیستنس S&R

با شناسایی و بکارگیری محدوده های حمایت و مقاومت یک معامله گر می تواند به درستی معاملات خود را مدیریت نماید. کسب تجربه در استفاده از ساپورت و رزیستنس نکته مهمی می باشد. تنها از طریق زیر نظر گرفتن بازار و کار با این خطوط می توان مهارت خود را در استفاده از خطوط ساپورت و رزیستنس بهبود بخشید. توصیه می شود در زمان شکسته شدن یک S یا R تا زمان بسته شدن کندل صبر نمایید. با رد شدن قیمت وارد معامله نشوید. امکان بازگشت قیمت به سطح ساپورت یا رسیستنس بسیار زیاد است. به طور کلی به علت اینکه هیچ موضوعی در بازار قطعی نمی باشد حتی در صورتی که تشخیص دادید قیمت از سطح مورد نظر نمی گذرد از عوامل تایید کننده دیگر نیز استفاده کنید. یکی از روش های کاربردی دیگر برای استفاده از S و R تایید گرفتن از نمودارهای بلند مدت (تایم فریم بالاتر) می باشد. در این صورت بسیاری از سیگنال های خطا، فیلتر شده و از معاملات اشتباه جلوگیری می شود. در انتها دوباره تاکید می شود تا زمانی که تجربه کافی به دست نیاورده اید از معامله در حساب حقیقی بپرهیزید و تا حد امکان در حساب های دمو بر تجربیات خود بیافزایید.

اصول استفاده از گپ ها و کاربردشان به عنوان S&R

گپ در اصطلاح به شکاف قیمت در بین دو بازه زمانی (دو کندل) در نمودار گفته می شود. در فاصله گپ عموما معامله ای انجام نشده است و عرضه و تقاضا در نقطه انتهای گپ برای ارائه قیمت جدید آنالیز نمودار کندل استیک به توازن رسیده است.

با اینکه عموما در بازار مبادلات ارز به علت ۲۴ ساعته بودن و پیوستگی قیمت ها گپ های بسیار کمی مشاهده می شود، اما به علت وجود گپ ها در مباحث ساپورت و رزیستنس به توضیح در مورد آنها می پردازیم.

گپ ها به طور عمومی به سه دسته تقسیم می شوند:

Breakaway Gap
Measuring Gap
Exhaustion Gap
۱- گپ شکست بعد از یک روند خنثی، برای ایجاد یک روند بلند مدت در خلاف جهت روند قبلی ایجاد می گردد. در اغلب موارد قیمت، گپ ایجاد شده را کاملا پر نمی کند. این گپ نشان دهنده آغاز یک روند بلند مدت می باشد.
۲- گپ امتداد معمولا در میانه یک روند اتفاق می افتد و معمولا از گپ شکست بزرگ تر می باشد در اغلب موارد قیمت این گپ را نیز کاملا پر نمی کند. با اندازه گیری فاصله ابتدای روند تا گپ امتداد، می توان انتظار همین فاصله را از گپ امتداد تا پایان روند داشت.
۳- گپ خستگی در پایان روند ایجاد می شود. قیمت پس از ایجاد گپ خستگی خیلی زود گپ را پر می کند. در نقطه مقابل گپ خستگی و در روند معکوس عموما گپی خلاف گپ خستگی در قسمتی از آن ایجاد می شود که تاییدی بر گپ خستگی و آغاز روند جدید است که می تواند تشکیل دهنده الگوی جزیره ای قیمت باشد.

همانطور که در شکل ملاحظه می کنید گپ اول یک گپ خستگی می باشد که در انتهای یک روند صعودی تشکیل شده و پس از ایجاد گپ خستگی در انتهای روند صعودی الگوی جزیره ای تشکیل شده است. بیضی دوم گپ شکستی را نمایش می دهد که آغاز یک روند نزولی را نوید می دهد و بیضی سوم یک گپ امتداد است که ادامه روند را تایید می کند فاصله نوک قله روند نزولی تا گپ سوم دقیقا به اندازه ادامه روند نزولی می باشد و بدین وسیله امکان اندازه گیری اولین نقطه بازگشت در روند نزولی قیمت قابل پیش بینی بوده است.
گپ ها در اکثر موارد ساپورت و رزیستنس های بسیار قوی هستند و نقاط باز شدن گپ ها برای معامله گران نقاطی هم تراز ساپورت و رزیستنس های قوی می باشند. با اینکه در مبادلات ارز گپ های کمی داریم اما در زمان اعلام خبرهای فرار و فاصله بسته بودن بودن بازار در روزهای شنبه و یکشنبه گپ هایی بوجود می آید که با توضیحاتی که در بالا داده شد می توان از آنها استفاده کرد. در فصل بعد به توضیحات نوعی دیگر از S و R یعنی خطوط روند می پردازیم.

3 الگوی مهم کندل استیک در معاملات

راه های زیادی برای آنالیز تکنیکال وجود دارد که در میان آنها استفاده از پرایس اکشن در میان معامله‌گران فارکس بسیار رایج است.
تفاوت اصلی بین پرایس اکشنی که بر پایه آنالیز تکنیکال انجام می‌شود و آنالیز تکنیکالی که بر اساس اندیکاتورهای معاملاتی صورت می‌گیرد در این است که:
معامله‌گر در آنالیز پرایس اکشن به جای تمرکز بر اندیکاتورها، از الگوهای کندل استیک استفاده می‌کند.
نمودارهای کندل استیک از جمله روش‌ها و ابزارهای قدیمی هستند که قیمت را به صورت بصری نمایش می‌دهند.
در این نمودار، قیمت‌ها به شکل کندل‌هایی نمایش داده می‌شوند که فیتیله آنها در بالا یا پایین بدنه قرار می‌گیرد.

این الگوها ابتدا در ژاپن پدیدار شدند و بعدها استفاده از آنها برای بسیاری از معامله‌گران به امری ضروری تبدیل شد.

توجه داشته باشید که با استفاده از این نمودار می‌توانید به احساسات حاکم بر بازار در نحوه شکل گیری کندل‌ها پی ببرید.
بنابراین می‌توان گفت که به عنوان یک معامله‌گر درک چنین احساساتی و یادگیری 3 مدل از الگوهای کندل استیک امری ضروری است.

باید گفت که بیش از 100 الگوی مختلف کندل استیک موجود است که هر یک از آنها معنای متفاوتی را منتقل می‌کنند.
توجه داشته باشید که یادگیری تمامی آنها برای معامله‌گران ضروری نیست.
شما به سادگی می‌توانید با تمرکز بر این 3 الگوی مهم و کمک گرفتن از آنها اعتماد به نفس خود را در معاملات افزایش دهید.
بزرگترین مزیت استفاده از این سه الگو در این است که می‌توانید با ترکیب آنها و داشتن یک استراتژی‌ معاملاتی مناسب نتایج خوبی بدست آورید.
حال بیایید به این سه الگو نگاهی بیندازیم:

الگوی کندل پوششی نزولی و صعودی

الگوی کندل صعودی یا نزولی زمانی شکل می‌گیرد که کندل فعلی به طور کامل کندل قبلی را ببلعد و پوشش دهد.
صعودی و یا نزولی بودن کندل بسته به نوع بسته شدن و پوشش آن تعیین می‌شود.
بنابراین، ظهور این الگوها در بالا یا پایین یک روند، نشان دهنده وقوع زود هنگام یک اصلاح یا تغییر روند است.

در نمودار بالا، نمونه‌ای از الگوی کندل استیک صعودی و نزولی را مشاهده خواهید کرد.
هنگامی که بازار معاملات تحت فشار شدید فروش یا خرید قرار می‌گیرد، کندل مشخص شده به کندل قبل خود می‌چسبد.
چنین امری نشان دهنده غلبه خریداران به فروشندگان است که در نهایت منجر به شکل‌گیری الگوهای کندل استیک صعودی و نزولی می‌شود.

همان‌طور که در نمودار بالا نشان داده شده، بعد از ظهور الگوهای کندل استیک می‌توانید حرکت قیمت را مطابق با روند معکوس مشاهده کنید.

الگوی کندل استیک اینساید بار

این الگو زمانی ظاهر می‌شود که معاملات همچنان براساس کف و اوج‌‌های قیمت‌های قبلی معامله می‌شوند.
می‌توان این الگو را در نمودارهای میله‌ای نیز مشاهده کرد.
الگوی نموداری اینساید بار معمولاً ادامه دهنده روند قبلی است اما این موضوع همیشه صادق نیست.
به همین دلیل معامله‌گران باید ابتدا منتظر آنالیز نمودار کندل استیک بمانند و ببینند که کندل جدید چگونه راه خود را در الگوی اینساید بار ادامه می‌دهد.

می‌توان گفت که تقریبا در 90٪ مواقع، پرایس اکشن تمایل دارد تا در جهت برک اوت پیش برود.
اما این موضوع را نیز به یاد داشته باشید که بازار در برخی مواقع با برک‌اوت‌های جعلی و دروغین همراه است.
معمولا این حالت با شکست پرایس اکشن در خارج از روند حرکت قیمت‌ها بعد از تشکیل اینساید بار اتفاق می‌افتد.
در این شرایط قیمت‌‌ها در جهت عکس حرکت می‌کنند و معکوس می‌شوند.

در مثال بالا می‌توانید دو الگوی اینساید بار را مشاهده کنید.
در نمونه اول مشخص شده، بعد از تشکیل اینساید بار، قیمت‌ها ابتدا به سمت بالا حرکت می‌کنند.

اما توجه داشته باشید که قسمت پایین اینساید بار قبلی همچنان پابرجاست و شکسته نشده است.
بعد از این افت، قیمت‌ها به حرکت صعودی خود ادامه می‌دهند.
درک الگوی اینساید بار بعدی راحت‌تر است.
همان طور که می‌بینید، بعد از تشکیل اینساید بار، قیمت‌ها در این بازه شکسته می‌شوند و به سمت بالاتر حرکت می‌کنند.

الگوی کندل استیک دوجی

تشخیص الگوی آنالیز نمودار کندل استیک دوجی بسیار راحت است و زمانی که قیمت پایانی و آغازی یکسان باشند، تشکیل می‌شود.
این بدان معناست که معامله‌گران قادر به افزایش و یا کاهش قیمت‌ها نیستند.

این الگو اغلب نشان دهنده نوعی بلاتکلیفی در قیمت‌های بازار است.
در این الگو باید به نحوه بسته شدن کندل بعدی توجه کنید.
معمولا یک الگوی کندل استیک صعودی بعد از الگوی دوجی نشان دهنده غالب شدن یک روند صعودی است.

به طور مشابه نیز، زمانی که یک الگوی کندل استیک نزولی بعد از دوجی تشکیل شود، در ادامه قیمت به صورت نزولی حرکت خواهد کرد.
در نمودار بالا نحوه شکل گیری الگوی کندل دوجی را مشاهده می‌کنید.
ظاهر الگوی دوجی در نزدیکی بالا و یا پایین ترند بسیار قابل توجه است.

همان طور که در نمودار بالا می‌بینید،
بعد از ظهور الگوی کندل استیک در نزدیکی بالای نمودار و بسته شدن کندل استیک نزولی بعد از دوجی شاهد حرکت قیمت‌ها به سمت پایین خواهید بود.
به طور مشابه، هنگامی که الگوی کندل استیک دوجی در نزدیکی پایین روند ظاهر می‌شود،
می‌توانید یک روند صعودی را در نزدیکی آن مشاهده کنید که منجر به ایجاد اصلاح در بازار می‌شود.

شما می‌توانید با تمرین در یک حساب دمو و کسب آگاهی از این سه الگو و استفاده از آن در معاملات مهارت لازم را کسب کنید.
سپس در معاملات اصلی خود بکار برده و سود معاملاتی خوبی کسب کنید.

آموزش تحلیل تکنیکال با کندل استیک

معامله گران بورس ،معمولا از سه نمودار خطی ،کندل استیک و میله ای استفاده می کنند.در بین این سه نمودار،از کندل استیک به دلیل مزیت هایی که دارد استقبال بیشتری شده است.از جمله مزیت های کندل استیک ، استفاده راحت و تشخیص روند صعودی یا نزولی سهم به صورت مجزا است.استفاده از کندل استیک دارای شرایطی است.اولین شرط آنالیز نمودار کندل استیک این است که تغییرات قیمتی سهم دارای روند صعودی یا نزولی باشد.کندل […]

  • تعداد دانشجو: ۲,۵۳۵
  • مدت زمان : ۴ ساعت
  • تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۸

سرفصل های دوره

لیست ویدئوهای دوره

معامله گران بورس ،معمولا از سه نمودار خطی ،کندل استیک و میله ای استفاده می کنند.در بین این سه نمودار،از کندل استیک به دلیل مزیت هایی که دارد استقبال بیشتری شده است.از جمله مزیت های کندل استیک ، استفاده راحت و تشخیص روند صعودی یا نزولی سهم به صورت مجزا است.استفاده از کندل استیک دارای شرایطی است.اولین شرط این است که تغییرات قیمتی سهم دارای روند صعودی یا نزولی باشد.کندل استیک نوعی نمودار قیمت است که قیمت های بیشینه ، کمینه ، افتتاحی و اختتامی اوراق بهادار در یک دوره زمانی مشخص را نشان می دهد.آموزش کندل استیک ،آموزشی جامع و کاربردی برای تحلیل تکنیکال است.در این آموزش به تعریف این سیستم و سپس به معرفی انواع الگوهای بازگشتی می پردازیم.

مخاطبین دوره:

  • علاقه مندان به بورس
  • کسانی که به دنبال کسب درآمد از بورس هستند.
  • همه افراد اعم از افرادی که برای اولین بار می خواهند وارد بازار سرمایه شوند و همچنین افرادی که در این بازار فعالیت دارند.
  • و….

آنچه با خرید این دوره آموزش بورس به دست می آورید:

  • دریافت به روز ترین سرفصل آموزشی و آخرین ورژن های تکنولوژی
  • آموزش مطالب تخصصی و عدم اتلاف وقت برای مباحث غیر کاربردی
  • به دست آوردن یک فرصت ویژه برای کسب درآمد و اشتغال
  • متخصص شدن در زمینه بورس
  • اشتغال و در آمد زایی
  • کسب مهارت های لازم برای فعالیت در زمینه بورس
  • و …

پیش نیازها:

  • آموزش بورس هیچ گونه پیش نیازی ندارد و با گذراندن این دوره به طور کامل با کندل استیک آشنا می شوید.

سرفصل های آموزش کندل استیک:

  • معرفی انواع شمع
  • معرفی الگوهای شمعی بازگشتی و ادامه دهنده
  • الگوهای بازگشتی
  • پوشا صعودی و نزولی
  • پوشاصعودی و نزولی ایده آل
  • نافذ و پوشش ابر سیاه
  • هارامی صعودی و نزولی
  • لگد صعودی و نزولی
  • ۲Bar
  • ستاره صبحگاهی و عصرگاهی
  • سه سرباز صعودی و نزولی
  • الگوهای شمعی ادامه دهنده (۴ کندل صعودی و نزولی، ۵ کندل صعودی و نزولی)

مزایای خرید دوره :

  • تمامی آموزش ها 3 ماه بعد از انتشار دوره دارای پشتیانی تخصصی توسط مدرس هستند.
  • در صورتی که سورس و فایل های جانبی آموزش موجود باشد، همراه با لینک های آموزش در اختیار شما قرار می گیرد.
  • با تهیه این دوره آموزشی، محتوای ارزشمند برای ورود به بازار کار را به قیمت ناچیزی در اختیار دارید.
  • ویدئو های آموزشی توسط واحد کنترل کیفیت ما بررسی و سطح علمی ، صدا و تصویر ، شیوه بیان و سایر موارد آن تایید می شود.
  • ویدئو های آموزشی ما در حد نیاز به مباحث تئوری می پردازد و بیشتر آموزش به صورت عملی و متناسب با بازار کار می باشد.
  • بلافاصله پس از ثبت سفارش لینک دانلود برای شما فعال شده و به ایمیلتان ارسال میگردد. همچنین در صورت انتخاب گزینه پستی مراحل ارسال مرسوله از طریق ایمیل به اطلاع شما میرسد.
  • کیفیت تمامی دوره های سایت تضمین شده است. در صورت عدم رضایت از آموزش، به انتخاب شما یا به صورت رایگان یک یا چند آموزش آنالیز نمودار کندل استیک معادل دیگر دریافت می کنید و یا ۷۰ درصد مبلغ پرداختی به کیف پول شما بازگشت داده می شود.

چنانچه از این آموزش راضی بوده و لذت بردید و علاقه مند به یادگیری این حوزه و کسب درآمد از آن هستید؛ می توانید دوره جامع و حرفه ای آموزش بورس را مشاهده و تهیه نمایید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.