بازار رونددار نزولی چیست؟


شش روش ساده برای تشخیص روند بازار

روش یک: تنها یک نگاه ساده به نمودار می تواند روند را مشخص کند!

تشخیص روند همیشه روش دقیق و کاملاً عملی ندارد. اما حتی با نگاه ساده به نمودار قیمتی هم می‌توان روند بازار را مشخص کرد. اگر نظر سایر معامله گران بازار فارکس یا سهام را در رابطه با روند بازار بپرسید، پاسخ‌های متفاوتی دریافت خواهید کرد. برخی از آن‌ها از روندهای کوتاه‌مدت، میان مدت و بلندمدت حرف خواهند زد. اما با این حال مهم‌ترین روند بازار، روند غالب در نمودار روزانه است. شما می‌توانید به‌راحتی تنها با نگاه کردن به نمودار روزانه روند کوتاه‌مدت، میان مدت و بلندمدت را مشخص کنید.
وضعیت نمودار روزانه در یک یا دو سال گذشته (روند بلندمدت)، وضعیت نمودار روزانه در شش یا سه ماه گذشته (روند میان مدت) و وضعیت نمودار در چند هفته گذشته (روند کوتاه‌مدت) می‌توانند معیار مناسبی برای تحلیل روند بازار باشند. با این کار شما می‌توانید روند بازار را از سمت چپ نمودار قیمتی تا سمت راست بررسی کنید. اگر باز هم روند بازار مبهم باشد، کافی است که تایم فریم را تغییر دهید. هیچ‌وقت در تحلیل روند بازار شرایط را پیچیده نکنید، تنها کافی است که به این سؤال پاسخ دهید: آیا قیمت در حال افزایش است یا در حال کاهش؟

تحلیل روند بازار نمودار روزانه پوند انگلستان دلار آمریکا

از نمودار روزانه برای تعیین روند بازار استفاده کنید.

تنها با نگاه کردن به نوسانات کلی بازار در سه ماه تا یک سال گذشته می‌توان روند کلی بازار را تشخیص داد.

روش دو: تشخیص روند بازار به کمک اوج و کف‌های قیمتی

با پیشروی قیمت‌ها در نمودار همیشه اوج و کف‌هایی در بازار تشکیل می‌شود. اگر به این اوج و کف‌ها توجه کنید، می‌توانید روند بازار را تشخیص دهید. در نمودار زیر می‌توان به راحتی روند صعودی S&P 500 را تشخیص داد. به نواحی رنگی در نمودار قیمتی توجه کنید، این سطوح حمایت کف‌های قیمتی در بازار هستند. تشکیل کف‌های قیمتی نشانگر روند صعودی بازار هستند و به تدریج این کف‌های قیمتی در سطوح بالاتری تشکیل می‌شوند و پله‌پله بالا می‌روند.

تحلیل روند بازار نمودار روزانه S&P 500

کف های قیمتی برای تشخیص روند صعودی و اوج های قیمتی برای تشخیص روند های نزولی به کار می روند. همیشه تغییرات کف و اوج های قیمتی را زیر نظر داشته باشید.

توجه داشته باشید که در روندهای نزولی به جای کف، اوج‌های قیمتی در بازار نمایان می‌شوند. معمولاً اوج‌های قیمتی به تدریج در سطوح پایین‌تر تشکیل می‌شوند تا نشانگر یک روند نزولی باشند.

روش سه: اوج و کف‌های بالاتر و اوج و کف‌های پایین‌تر

با تشخیص اوج و کف‌های تشکیل شده در بازار به راحتی می‌توان گفت که آیا اوج و کف‌های جدیدتر در سطوح بالاتری تشکیل شده‌اند یا در سطوح پایین‌تر؟ به طور کلی وقتی روند بازار صعودی است، اوج و کف‌های جدید در سطوح بالاتری تشکیل می‌شوند و نشانگر گرانی در بازار هستند. در نمودار قیمتی زیر روند بازار صعودی است. به نحوه تشکیل اوج و کف‌ها توجه کنید.

تحلیل روند بازار نمودار روزانه یورو دلار آمریکا

تشخیص روند می تواند کار ساده ای باشد، اگر واقعا بدانید که به دنبال چه هستید.

روش چهار: آیا بازار در بازار رونددار نزولی چیست؟ واکنش به یک سطح کلیدی جهش کرده است؟

رفتار حرکات قیمتی در زمان اصلاح‌ها را بررسی کنید. آیا قیمت در حال نزدیک شدن به میانگین‌های متحرک یا سطوح مقاومت و حمایت کلیدی است؟ قیمت در واکنش به سطوح تکنیکال کلیدی به کدام سمت جهش می‌کند؟ در روندهای صعودی باید جهش هم صعودی باشد. در روندهای نزولی هم جهش باید به سمت پایین باشد. چنین رفتارهای قیمتی تأییدی از وجود روند در بازار هستند.

تحلیل روند بازار نمودار روزانه یورو دلار آمریکا میانگین متحرک

واکنش قیمت به حمایت یا مقاومت در بازار های روند دار همیشه قابل توجه است. واکنش های قوی در اکثر مواقع با روند بازار همسو هستند.

در نمودار بالایی می‌توان بازگشت‌های قیمتی بازار به سطوح مقاومتی و میانگین متحرک نمایی ۲۱ روز را مشاهده کرد. هر بار برخورد بازار به این سطوح با حرکت نزولی قوی همراه بوده است. این یعنی روند غالب بر بازار نزولی است.

روش پنج: به سیگنال‌های پرایس اکشن توجه کنید

اگر سیگنال‌های پرایس اکشنی همسو با روند بازار تشکیل شوند، می‌توان به روند بازار اعتماد کرد. همچنین اگر سیگنال‌های پرایس اکشنی که صادر شده‌اند پشت سر هم باطل شوند، بایستی برای تغییر روند آماده شد.

تحلیل روند بازار نمودار روزانه اونس طلای جهانی

سیگنال های پرایس اکشن هم می توانند تغییر روند را نشان دهند و هم می توانند از شروع روند جدید حکایت داشته باشند. سیگنال های پرایس اکشن تنها نشانه های اولیه هستند، باید برای تایید از سایر ابزار های تکنیکال استفاده کرد.

در نمودار بالایی به پین بار صعودی که در حمایت تشکیل شده توجه کنید. این پین بار صعودی توانسته یک روند صعودی جدیدی را به راه بیندازد. باطل شدن سیگنال‌های فروش هم از تغییر روند نزولی به صعودی حکایت دارد.

روش شش: تغییر روند

اگر بازاری روند نزولی دارد، باید به اوج‌های قیمتی اخیر توجه کنید. اگر روند بازار صعودی باشد باید همه توجه شما به کف‌های تشکیل شده باشد. چرا؟ وضعیت اوج‌های قیمتی در روند نزولی و کف‌های قیمتی در روند صعودی می‌توانند نشان دهند که آیا روند هنوز هم ادامه دارد یا خیر؟ به طور مثال اگر چند اوج قیمتی جدید در سطوح بالاتری تشکیل شود و در ادامه کف قیمتی هم بالاتر از کف‌های قبلی تشکیل شود، می‌توان گفت که روند بازار صعودی است. اما اگر کف قیمتی قبلی بازار شکسته شود و کف قیمتی پایین‌تری شکل بگیرد، یعنی روند بازار نزولی است.
پس همیشه در روندهای نزولی آخرین اوج قیمتی بازار را در نظر بگیرید، اگر این اوج شکسته شد، به احتمال زیاد بازار در حال تغییر روند است. در روندهای صعودی هم همیشه به کف‌های قیمتی نگاه کنید، شکست آخرین کف قیمتی می‌تواند اولین نشانه از تغییر روند باشد.

تحلیل روند بازار نمودار روزانه دلار استرالیا دلار آمریکا

شکست آخرین اوج در روند نزولی و شکست آخرین کف در روند صعودی نشانه قوی از تغییر یا پایان یک روند است.

روند چیست؟

درک روند کلی بازار برای انجام معاملات موفق بسیار حیاتی است. اگر روند بازار تعیین نشود، معاملات کور کورانه خواهند بود. ریسک معاملات در خلاف روند بازار از معاملات در جهت روند بسیار بیشتر است. برای همین، قبل از هر کاری بایستی روند بازار را مشخص کرد.

تشخیص روند بازار کار آسانی است. معامله گر برای تعیین روند همواره باید به دو نکته توجه کند: کف ها و اوج های قیمتی. منظور از کف قیمتی، پایین ترین سطح قیمت در نمودار است، و منظور از اوج های قیمتی، بالاترین سطوح قیمت در نمودار است.

به طور کلی در روند نزولی، با کاهش قیمت، شاهد کف های قیمتی جدیدی هستیم که نسبت به کف قیمتی قبلی در سطوح پایین تری قرار دارند، و همچنین اوج های قیمتی نمودار هم نسبت به اوج های قبلی پایین تر هستند. این ساختار کلی روند نزولی است و هر موقع که به ساختار نزولی اشاره می شود، منظور کف ها و اوج های قیمتی جدیدی است که پایین تر از سطوح قبلی بازار قرار دارند. در نمودار زیر به راحتی می توان این مفهوم را درک کرد. هر چند این روش برای تعیین روند بازار به نظر ساده می آید، ولی این مهمترین و مطمئن ترین روش برای تعیین روند بازار است.


بدیهی است که عکس روند نزولی، روند صعودی است. یعنی در روند صعودی، اوج های قیمتی جدید، بالاتر از اوج های قیمتی قبلی قرار دارد، و کف های قیمتی جدید هم بالاتر از کف های قبلی قرار گرفته اند.


تشخیص اینکه بازار روند دار است یا بدون روند کار آسانی است، فقط کافی است مطالب بالایی را در نمودار پیاده کنید. اما سخت ترین کار، یافتن زمان خروج بازار از فاز خنثی (بدون روند) و شروع روند جدید است. قدرت تشخیص شروع روند جدید یک مزیت رقابتی خوب برای معامله گر محسوب می شود، که می تواند سود های بزرگتری را نسبت به معاملات عادی در پی داشته باشد. برای مثال، وقتی روند جدید شروع می شود، معامله گر می تواند از دومین اصلاح قیمتی بازار وارد معامله شود و تا زمانیکه روند ادامه دارد، سود کند، مسلما سود چنین معامله ای بسیار بیشتر از معاملاتی خواهد بود که از اصلاح سوم یا چهارم بازار شروع شده اند.

در اینجا روشی که به کمک آن شروع روند جدید را پیش بینی خواهیم کرد، از طریق شکسته شدن، اولین اوج قیمتی یا اولین کف قیمتی بازار است. وقتی اولین اوج قیمتی بازار شکسته شد، یعنی روند صعودی جدیدی شروع شده است و وقتی که اولین کف قیمتی شکست، روند نزولی جدیدی در بازار آغاز شده است. اجازه دهید با بررسی چند مثال این موضوع را بررسی کنیم:



به طور کلی، معامله گران مبتدی بازار بایستی در جهت روند معامله کنند. این امر به موفقیت معامله گر بسیار کمک می کند. هر چند شاید تعداد معاملاتی که در جهت روند صورت می گیرند، کم تر باشد، ولی درصد موفقیت معاملات بسیار بالا خواهد بود.

در این میان، تشخیص بازار های بدون روند می تواند اندکی سخت و گاها فریب دهنده باشد. بازار بدون روند، یا خنثی، بازاری است که حرکات قیمتی در میان یک حمایت و مقاومت در حال نوسان باشد. اغلب در بازار خنثی شاهد هستیم که حرکات قیمتی چندین بار به سطح حمایت یا مقاومت برخورد می کنند، بدون آنکه از محدوده دامنه نوسانی خارج شوند. همان طور که در نمودار زیر هم دیده می شود، کندل های قیمتی در داخل دامنه نوسانی باقی می مانند. ابزار رسم شکل در پلتفرم های معاملاتی می تواند به کمک معامله گر آید. در عکس پایینی می توان دید که رسم مستطیل آبی رنگ برای مشخص کردن دامنه نوسانی چقدر مفید است.


به نمودار بالایی توجه کنید. بازار چندین بار به کف دامنه نوسانی یا همان محدوده حمایتی برخورد کرده است، همچنین سقف دامنه نوسانی یا محدوده مقاومتی هم چندین بار از سوی بازار لمس شده است. هر وقت که چنین شرایطی را در بازار مشاهده کردید، می توانید با اطمینان بگویید که بازار بدون روند یا خنثی است.

در ابتدای کار توصیه می شود که از معامله در بازار های بدون روند خودداری کنید. اما ما در ادامه این دوره آموزشی الگوهای بازگشتی حرکات قیمتی را ارائه خواهیم کرد که می توانند درصد موفقیت معاملات عکس یا خلاف روند را بالا ببرند. اما فعلا توصیه می شود برای موفقیت بیشتر در ابتدای کار، در جهت روند بازار معامله کنید.

زمانیکه به دنبال معامله در بازار هستید، تشخیص روند بازار به شما کمک شایانی خواهد کرد. دلیل این امر، حمایت مومنتوم بازار از معاملات شماست. وقتی در مسیر مومنتوم بازار قرار دارید، یعنی می دانید که بازار دست خریداران (صعودی) است یا فروشندگان (نزولی). و همین امر به تنهایی می تواند موفقیت معامله شما را تضمین کند.

یکی از استراتژی های موفق در استفاده از روند بازار بدین شکل است که منتظر اصلاح بازار باشید و سپس به دنبال یافتن یکی از الگو ها یا همان سیگنال های حرکات قیمتی باشید. این یکی از موثرترین روش ها برای معامله در بازار است. اگر به این شرایط، حمایت یا مقاومت بازار را هم اضافه کنید، ایده آل ترین وضعیت را برای ورود به بازار در اختیار خواهید داشت (اصل انطباق).


نمودار بالا به خوبی نشان می دهد که روند کلی بازار صعودی است و وقتی که قیمت تا حمایت ( مقاومت قبلی بازار) اصلاح شده، الگوی کندل پوششی صعودی ظاهر شده است. این بهترین زمان برای خرید است.

نحوه معامله در بازار رنج به زبان ساده و عامیانه

در حال حاضر افراد معمولا با روندها و نحوه معامله در بازارهای صعودی و نزولی آشنا شده اند ولی بازارهای رنج شرایطی متفاوت از بازارهای نزولی و صعودی دارد و لازم است برای فعالیت در این بازار، نحوه معامله در بازار رنج را بلد باشید. بازار رنج به بازاری که روند مشخصی ندارد و نوسان های موقت و در چهارچوبی خاص دارد گفته می شود و به همین لحاظ نحوه معامله در بازار رنج با بازارهای رونددار فرق می کند و در این مطلب ابتدا دقیق تر خواهیم گفت که بازار رنج چیست و در ادامه نیز شما را با نحوه معامله در بازار رنج آشنا خواهیم کرد که نکات ساده ولی کاربردی در آن نهفته است، پس تا انتها همراه کد بورسی بمانید.

نحوه معامله در بازار رنج

بازارهای مالی همواره روندی را دنبال می کنند که این روند یا صعودی است یا نزولی و یا خنثی. در واقع حالت خنثی یا رنج نسبت به روندهای بازار رونددار نزولی چیست؟ صعودی و نزولی به صورت معمول بیشتر دیده می شود. بازارها تنها در ۳۰ درصد اوقات ترند یا روند می‌ شوند و در سایر اوقات خنثی هستند. این واقعیت برای تریدرهایی که به دنبال یافتن تغییرات قیمت عمده هستند، مشکل به وجود می آورد. در سایر زمان‌ ها بازارها تمایل دارند که در داخل یک رنج حرکت نمایند. یک رنج تریدینگ وقتی اتفاق می افتد که بازار به طور مداوم در یک برهه زمانی خاص بین دو قیمت یا سطح در نوسان باشد.

دقیقا مانند پیگیری روند که در هر چارچوب زمانی امکان‌ پذیر است، معاملات رنج یا خنثی نیز در همه چارچوب‌ های زمانی وجود دارند؛ از نمودارهای کوتاه‌ مدت پنج دقیقه‌ ای گرفته تا نمودارهای بلند ماهیانه یا سالیانه. به صورت معمول در زمان پیگیری روند، معامله‌ گران با مسیر کلی روند همسو می‌ شوند و در افت‌ های یک روند صعودی، خریداری کرده و در آغاز روندهای نزولی، به فروش می رسانند. از طرفی استراتژی رنج تریدینگ این اجازه را به معامله گران می دهد که هر دو کار را به صورت هم زمان انجام دهند؛ چرا که بنا به تعریف آن، قیمت بین دو سطح مشخص نوسان انجام خواهد داد و نه خیلی افزایش قیمت خواهیم داشت و نه خیلی کاهش قیمت را تجربه خواهیم کرد.

منظور از بازار رنج چیست؟

به صورت کلی می توان گفت که این شرایط شک و تردید را در بازار نشان می‌ دهد. در این موقعیت هنوز نقدینگی برای آغاز یک حرکت پرقدرت در بازار وجود ندارد و همچنین اخباری که در بازار شنیده می شود نیز متضاد و مبهم است و در نتیجه سهامداران گیج هستند. یکی از حائز اهمیت ترین تفاوت‌ های بین بازار رنج و رونددار این است که حجم معاملات در بازارهای رنج کم تر می باشد.

در بازار رنج شرایط به شکلی است که می بایست به سودهای کم در محدوده ۱۰ الی ۲۰ درصد قناعت کرد. هنگامی که در بازاری رنج قرار داریم، اگر معامله گر به دنبال سودهای بسیار بزرگ باشد، همین سود های کوچک در چهارچوب را نیز از دست می دهد. نکته حائز اهمیت دیگری که در این بازارها باید به آن توجه داشته باشید، این است که باید حد ضرر خود را در بازار رنج بزرگ‌ تر از بازارهای رونددار قرار دهید، لذا بهتر است در بازارهای خنثی، حد ضرر کمی پایین‌ تر از کف محدوده رنج باشد.

درست است که در بازارهای خنثی، سقف‌ ها و کف‌ ها نظم مشخصی ندارند، ولی دو حالت ویژه در چنین بازاری وجود دارد. در این حالات، قله‌ ها و دره‌ ها از نظم خاصی پیروی می کنند که در قالب الگوهای اصلاحی می‌ توان آن‌ ها را مورد بررسی قرار داد. این الگوها، الگوهای اصلاحی مثلث و کانال افقی نام دارند. به صورت معمول در انتهای یک حرکت رونددار چنین الگوهایی شروع می شوند. در نهایت یک حرکت پرشتاب دیگر ایجاد می شود. به عبارتی این الگوها نشان خواهند داد که بازار در بین دو حرکت رونددار استراحت می نماید.

معامله در بازارهای رنج چگونه است؟

در ابتدا لازم است تریدر رنجی را که در آن معامله می‌ شود، تشخیص دهد. به صورت معمول قیمت باید حداقل ۲ بار از یک محدود حمایتی برگردد و همچنین ۲ بار از محدوده مقاومتی خارج شود تا بتوانیم نتیجه گیری کنیم که در بازار رنج و خنثی قرار داریم و در غیر این صورت، به احتمال زیاد قیمت در یک روند صعودی در حال ایجاد یک کف قیمت بالاتر و یک اوج قیمت بالاتر است یا در یک روند نزولی در حال ایجاد یک اوج قیمت پایین‌ تر و یک کف قیمت پایین‌ تر خواهد بود.

همین که رنج را تشخیص دادید، باید به دنبال موقعیتی برای خرید و وارد وضعیت شدن برای استفاده از این بازار رنج بگردید. در این راستا هم می توانید به صورت دستی وارد وضعیت شوید و در سطح حمایتی خرید خود را انجام دهید و در سطح مقاومتی بفروشید، هم می‌ توانید از سفارش لیمیت برای ورود به وضعیت در جهت درست در زمانی که بازار به سطح مقاومت یا حمایت می‌ رسد استفاده نمایید. در ادامه ۴ روش ورود به پوزیشن های رنج را شرح دادیم؛

۱) استفاده از پرایس اکشن برای ورود به پوزیشن : وقتی که شرایط بازار برای انجام معامله مناسب باشد، پرایس اکشن نیز می تواند بسیار کمک کننده باشد. با استفاده از سیگنال‌ بازار رونددار نزولی چیست؟ های پرایس اکشن برای ترید در سطوح حمایت و مقاومت محدوده رنج مورد نظر، می‌ توان معامله را به بهترین و مطمئن ترین شکل انجام داد ولی یکی از بهترین روش ها برای معامله در این حالت، با تکیه بر روش شکست‌ های نامعتبر قابل انجام است. وقتی که از این شیوه استفاده کردید و سیگنال ورود صادر شد، احتمال موفقیت شما بسیار بالاست.

در اکثر محدوده‌ های رنج بازار، حداقل یک سیگنال با استفاده از شکست ها ایجاد می شود که سیگنالی قوی محسوب می شود. بدین ترتیب بازار در جهتی معکوس حرکت می کند و به سمت دیگر محدوده رنج می‌ رود. بیشتر تریدرها به دنبال آن هستند تا نقطه ورود خود را با شکسته شدن محدوده رنج تعیین نمایند، ولی چنین معاملاتی به صورت معمول به ضرر تریدر منجر خواهد شد. وقتی که شاهد یک شکست معتبر در محدوده رنج بازار هستیم، قیمت حداقل چند روز بیرون از محدوده رنج بسته می شود.

معامله در بازار رنج

در واقع بعد از آن شاهد یک پولبک خواهیم بود و چنانچه این پولبک بتواند قیمت را متوقف کند، می توانیم این طور بگوییم که سطح موردنظر نگه داشته شده است. این شرایط می‌ تواند شکست محدوده رنج را تایید کند. البته توجه به این نکته نیز ضروری است که به منظور پیش‌ بینی شکست محدوده رنج، هیچ روشی تعبیه نشده است، لذا باید صبر کنید تا شکست اتفاق افتد و بعد از آن برای انجام کار درست اقدام کنید.

۲) استفاده از حد ضرر در معاملات رنج : دقیقا مانند هر نوع معامله دیگری، مدیریت ریسک مناسب در این نوع معاملات نیز الزامی می باشد. اصل رنج تریدینگ این است که قیمت‌ ها با محدوده حمایت و نقاط مقاومت تماس برقرار می کنند و به این خاطر که قیمت‌ ها به صورت معمول تنها به این نقاط محدود نمی‌ شوند، رنج‌ های معاملاتی تریدرهای زیادی را جذب می‌ کنند که بدین ترتیب می‌ توانند موجب افزایش نوسان شوند.

لذا قیمت بین این نقاط نوسان خواهد کرد و معامله‌ گران محتاط به دنبال کاهش ضررهای گسترده‌ تر اطراف این نقاط هستند و کاهش چشم گیر در حجم معاملات ایجاد خواهد شد. با این تصمیم، تریدرها زیادی از بازار خروج می کنند تا معاملات موفق خود را انجام دهند. برای گذاشتن سفارش استاپ لیمیت یا حد ضرر توجه به پهنای رنج معاملاتی و همچنین فواصل، بسیار حائز اهمیت است. چنانچه رنج خیلی تنگ باشد، آن وقت نقطه استاپ لاس در فاصله لازم، امکان دار ضریب ریسک به پاداش مناسب به وجود نیاورد.

۳) معامله در زمان شکست رنج : وقتی که بازار برای مدتی طولانی در محدوده‌ های تنگ و فشرده نوسان داریم، نهایتا روند قیمت با حرکت به سمت بالا یا پایین، این محدوده را خواهد شکست. در نظر داشته باشید که بازار از هر سمتی که خارج شود، در همان جهت، حرکتی قدرتمند را آغاز خواهد کرد. چنانچه از رنج‌ زدن بازار مدت زیادی گذشته باشد، حرکت عمودی که به دنبال این اتفاق دیده خواهد شد، ابعادی بزرگ دارد.

در نظر داشته باشید که هر چقدر زمان رنج زدن بازار بیشتر باشد، حرکت بعدی نیز اندازه بزرگ تر خواهد داشت. با چشم خود نیز قادرید این موضوع را درک کنید. کافی است طول محدوده رنج را در ذهن خود به میزان ۹۰ درجه بچرخانید تا بتوانید حرکت عمودی قیمت را در گام‌ های بعدی مجسم کنید. قیمت یک حرکت عمودی را حداقل به اندازه این چرخش ۹۰ درجه، ثبت می کند.

۴) استفاده از اندیکاتورها در هنگام رنج تریدینگ : معامله کردن در یک رنج تنها به سطوح حمایت و مقاومت احتیاج دارد، ولی امکان استفاده از اندیکاتورها هم در آن وجود دارد. بعضی از اندیکاتورها، مانند شاخص قدرت نسبی یا همان RSI، استوکاستیک، و یا شاخص کانال کالایی یا همان CCI می‌ توانند به منظور تایید شرایطی مانند خرید بیش از حد و فروش بیش از حد که بیشتر تغییرات قیمت را در بالا یا پایین رنج معاملاتی همراهی می‌ کنند، مورد استفاده قرار گیرند.

عملکرد معامله‌ گر در بازارهای خنثی

در زندگی روزمره ما همیشه و به هر طریقی در حال انجام معاملات مختلف هستیم. به عنوان مثال در خرید مایحتاج روزانه هم به نوعی معامله می کنیم. به صورت کلی افراد صبر می‌ کنند تا قیمت‌ ها کاهش یابد و به کف نزدیک شود و در ادامه خرید خود را انجام می دهند. در بازار نیز معامله‌ گری در شرایط رنج دقیقا به همین صورت است و باید خریدهای خود را در نزدیکی کف کانال رنج انجام دهید. در این حالت به صورت معمول خریدها در قیمت‌ های منفی و حتی در صف فروش انجام می شود و بعد از آن زمانی‌ که قیمت به سقف محدوده رنج می‌ رسد، این توانایی را دارید که سهامی را که با قیمت پایین خریده اید، گران تر به فروش برسانید. در حقیقت می توان گفت در این بازارها قاعده “خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت بالا” یا همان احمق بزرگ تر حکم فرما خواهد بود.

مثلا در بازار بورس به صورت کلی در شرایطی که قیمت به کف محدوده رنج می‌ رسد، شاهد آنیم که اخبار و شایعات منفی فراوانی در مورد سهام شرکت‌ ها به گوش می‌ رسد. در این زمان سهم‌ ها با صف فروش روبرو خواهند شد. فشار عرضه سنگین می شود و قیمت به کف محدوده رنج برخورد می کند. در این زمان معامله کردن در فشار ترس و اضطراب موجود در بازار کار آسانی نیست و معامله‌ گران قادر نیستند به سادگی احساسات خود را کنترل نمایند. هنگامی که تریدر بتواند خلاف جهت آب شنا کند، می‌ تواند به موفقیت دست یابد. یک تریدر حرفه‌ ای می بایست در بازارهای رنج به صف‌ های فروش حمله کند نه در صف های خرید سنگین و پست سر معامله گران دیگر قرار بگیرد!

این بدین معنی است که وقتیکه معامله‌ گران از ریزش بازار هراس دارند و نگران از دست دادن سرمایه‌ های خود هستند، شما می‌ توانید برای خرید اقدام نمایید. در این شرایط نگران تفاوت بین تحلیل خود و دیگران نباشید، به این خاطر که در بازارهای مالی به صورت معمول بیشتر افراد در اشتباهند! این موضوع هم در بازار رنج و هم در بازار رونددار دیده می شود.

لذا هنگامی که بازار به سقف خود نزدیک شد و همه معامله‌ گران از سودهای حاصل شده رضایت داشتند و به آینده امیدوار بودند، شما باید بترسید و محتاطانه عمل کنید که این یعنی باید بتوانید سودهای کوچکی را که تا به امروز کسب کرده اید را سیو سود کنید. اگر دوست دارید آموزش سیو سود در بورس را می توانید از طریق این مطلب به صورت رایگان و به زبانی ساده یاد بگیرید.

نتیجه گیری و کلام پایانی

شناسایی بازار رنج و رونددار و درک مفاهیم مربوط به آن از جمله مواردی است که تریدرهای برای معامله و فعالیت در این نوع بازار باید حتما به آن تسلط کافی را داشته باشند. همان طور که گفتیم، هنگامی که قیمت‌ ها در یک بازه زمانی در محدوده ثابتی نوسان می کند، بازار در شرایط رنج قرار دارد، ولی وقتی که شاهد تشکیل کف و سقف‌ هایی در قیمت‌ های بالاتر یا پایین‌ تر هستیم، بازار روند صعودی و یا نزولی دارد که با توجه به قله های و کف های قیمتی می توان این موضوع را دقیقا تشخیص داد.

برخلاف تصور بعضی از تریدرها بر این باورند که در بازار رنج معامله کردن کار درستی نیست، ولی نکته ای که در این خصوص وجود دارد اینجاست که این بازار هم می تواند مثل بازارهای رونددار برای شما سود به همراه داشته باشد، ولی تریدرها می بایست بتواند شرایط را به درستی شناسایی کنند تا در ابتدا ضرر نکنند و در عین حال سود نیز به دست آورند. چنانچه از رنج‌ زدن بازار مدت زیادی گذشته باشد، حرکت عمودی که در پی این رویداد به وجود خواهد آمد، ابعادی بزرگ دارد. در چنین شرایطی کافی است طول محدوده رنج را در ذهن خود به میزان ۹۰ درجه بچرخانید تا از میزان حرکت عمودی قیمت در گام های بعدی قیمتی اطلاع یابید.

همان طور که در ابتدای مطلب قول دادیم، نحوه معامله در بازار رنج خدمت شما عزیزان شرح دادیم.

همچنین اگر دوست دارید نحوه ترید ارزهای دیجیتال + نکات شگفت انگیر معامله رمزارزها را یاد بگیرید، این مقاله بهترین و سریع بازار رونددار نزولی چیست؟ ترین راه برای این کار است.

استراتژی های معاملاتی خرید و فروش سهام

بسیاری افراد معتقد هستند که به هیچ وجه نباید خلاف جهت جریان آب شنا کرد. این افراد اگر به دنیای معامله­ گری وارد شوند به طور قطع جزء آن دسته از معامله­ گرانی می­ شوند که به فلسفه­ “روند دوست ما است و هرگز نباید در خلاف جهت روند معامله گرفت” ایمان دارند. اما عده ­ای دیگر به این موضوع معتقد نیستند. از این رو، براساس این دو شخصیت متفاوت، می­ توان دو نوع از استراتژی های معاملاتی در نظر گرفت؛ یعنی استراتژی معامله­ گری در جهت روند (Trend Trading) و استراتژی معامله­ گری در خلاف جهت روند (Countertrend Trading).

★ انجام معامله­ در جهت روند

معامله­ گری در جهت روند که آن را پیروی از روند نیز می­ نامند، یک نوع استراتژی معاملاتی در تحلیل تکنیکال است که قصد بازار رونددار نزولی چیست؟ دارد با استفاده از تحلیل حرکت قیمت در یک جهت خاص سود به دست آورد. ریچارد دانکیان را پدر استراتژی پیروی از روند می­ نامند اما این استراتژی زمانی محبوبیت یافت که ریچارد دنیس و ویلیام اکهارت، آن را به گروهی معامله ­گر تازه­ کار آموختند و نام آن گروه را لاک­پشت­ ها نهادند. معامله ­گران پیرو روند زمانی به پوزیشن­ های خرید وارد می­ شوند که روند صعودی بوده و بازار رونددار نزولی چیست؟ بازار دائماً در حال ایجاد سقف­ های جدید باشد و هنگامی وارد پوزیشن­ های فروش می­ شوند که روند نزولی بوده و بازار به طور پیوسته در حال ایجاد کف­ های جدید باشد.

✔ مفهوم بازگشت قیمت در معامله­ گری در جهت روند

در استراتژی های معاملاتی پیروی از روند فرض بر این است که قیمت همچنان به روند کنونی خود ادامه می­ دهد و هر گونه نشانه ­ای از سیگنال بازگشت، معامله­ گر را مجبور می­ کند تا پوزیشن خود را ببندد. همه معامله­ گران از جمله معامله­ گران کوتاه­ مدت، میان­مدت و بلندمدت می­ توانند از این استراتژی بهره ببرند. صرف­ نظر از تایم­ فریم انتخابی، معامله­ گر تا زمانی در معامله می­ ماند که متوجه علائم بازگشت روند شود. هر چند، بازگشت قیمت برای تایم­ فریم­ های مختلف در زمان­ های متفاوت رخ می­ دهد. بنابراین نقطه خروج از معامله برای یک معامله­ گر پیرو روند، نقطه بازگشت روند است.

✔ استراتژی های معاملاتی انجام معامله در جهت روند

برای معامله در جهت روند، استراتژی­ های معاملاتی مختلفی وجود دارد:

✰ میانگین­ های متحرک: در این استراتژی از دو میانگین متحرک با دوره­­ های زمانی مختلف کمک می­ گیریم. زمانی وارد معامله خرید می­ شویم که میانگین متحرک کوتاه­ مدت میانگین متحرک بلندمدت را به سمت بالا قطع کند و زمانی وارد معامله فروش می­ شویم که میانگین متحرک کوتاه­ مدت میانگین متحرک بلندمدت را به سمت پایین قطع کند.

✰ اندیکاتورهای نشان­ دهنده مومنتوم: در این استراتژی زمانی که قیمت سهام دارای حرکت قوی است وارد معامله خرید و زمانی که حرکت ضعیفی دارد، وارد معامله فروش می­ شویم. اغلب می­ توانیم از اندیکاتور MACD کمک بگیریم.

✰ الگوهای نموداری و خطوط روند: با کمک این استراتژی زمانی که روند در حال افزایش است وارد معامله خرید می­ شویم و حد ضرر را زیر خط حمایت کلیدی قرار می ­دهیم. بدین ترتیب زمانی که روند قیمت معکوس می­ شود می­ توانیم با سود از معامله خارج شویم. در مورد الگوهای نموداری نیز باید گفت که در این استراتژی معامله­ گران از الگوهای ادامه دهنده روند استفاده می­ کنند.

بسیاری از اوقات معامله­ گران پیرو روند از ترکیبی از استراتژی های معاملاتی فوق استفاده می ­کنند. یک معامله­ گر ممکن است برای تأیید شروع یک روند جدید به دنبال شکست کانال باشد، اما زمانی وارد معامله شود که میانگین متحرک کوتاه­ مدت میانگین متحرک بلندمدت را به سمت پایین قطع کند و حرکت نزولی قوی ایجاد شود. البته برای کسب حداکثر بازده، بهتر است که استراتژی­ های معامله در جهت روند را با تکنیک­ های مدیریت ریسک همراه کرد.

استراتژی های معاملاتی خرید و فروش سهام

ذکر این نکته ضروری است که درست است ترکیب روش ­های فوق اطمینان بیشتری در معامله ­گر ایجاد می ­کند، اما تحلیل براساس خطوط روند نوعی تحلیل قدرتمند است که معامله­ گران می توانند تنها با استفاده از آن سودهای خوبی از بازار کسب نمایند. از این رو، در ادامه کمی راجع به خطوط روند صحبت می­ کنیم.

✔ تحلیل تکنیکال براساس خطوط روند

جریان قیمتی رو به بالا یا رو به پایین را روند گویند و در تعریفی کلی برآیند حرکات قیمت در بازار را روند می­ نامند. تحلیل روند بر این اصل استوار است که آنچه در گذشته اتفاق افتاده در آینده نیز رخ خواهد داد. در واقع روشی است که سعی دارد با داده های کنونی قیمت و روند، حرکت آینده قیمت را پیش­ بینی کند. سه نوع روند در بازار قابل مشاهده است؛ روند صعودی، نزولی و خنثی.بازار رونددار نزولی چیست؟

✔ روند صعودی و روند نزولی چیست ؟

هنگامی که قیمت­ ها رو به افزایش باشند، مجموع حرکات صعودی و نزولی، روندی با شیب مثبت را ایجاد می­ کند که به آن روند صعودی می­ گوییم. در روند صعودی هر کفی که­ ایجاد می­ شود بالاتر از کف قبلی و هر سقفی­ که­ ایجاد می­ شود بالاتر از سقف­ قبلی است. وقتی قیمت­ ها رو به کاهش هستند نیز روندی با شیب منفی ایجاد می­ شود که به آن روند نزولی گفته می ­شود و در آن هر سقف پایین­تر از سقف قبلی و هر کف پایین­تر از کف قبلی است.

✔ رسم خط روند

برای رسم خط روند صعودی به حداقل دو کف قیمت (باید دومی بالاتر از اولی باشد) نیاز داریم که با متصل کردن آنها به یکدیگر می­ توان این نوع خط روند را رسم نمود. در مورد رسم خط روند نزولی نیز عکس این قضیه صادق است. یعنی برای رسم خط روند نزولی به حداقل دو سقف قیمت نیازمندیم.

خط روند نزولی خط روند صعودی

✔ رسم کانال قیمت

کانال قیمت را از آن جهت رسم می­ کنیم تا بدانیم محدوده حرکات قیمت به چه شکل خواهد بود و با شکست کانال یا برگشت قیمت به درون آن سیگنال­ های لازم برای ورود به معامله یا خروج از آن را دریافت کنیم. همانند خطوط روند صعودی و نزولی، دو کانال صعودی و نزولی را می­ توانیم رسم کنیم. کانال صعودی، کانال قیمتی است که شیب مثبتی دارد و با استفاده از دو خط روند موازی رسم می­ شود. برای این کار، به موازات خط روند صعودی، خطی را رسم می­ کنیم که سقف ­ها را در بر بگیرد. کانال نزولی نیز شیبی منفی دارد و حاکی از ریزش قیمت­ هاست و برای رسم آن، به موازات خط روند نزولی، خطی را می­ کشیم که کف­ ها را در بر بگیرد.

رسم کانال قیمت رسم کانال قیمت

✔ شکست کانال صعودی و نزولی

همان­ گونه که پیشتر بیان شد شکست کانال می­ تواند به منزله سیگنالی برای ورود به معامله باشد. چرا که حکایت از تغییر روند دارد. به طور مثال، در کانال صعودی اگر قیمت به خط پایینی کانال برخورد کند و آن را بشکند می­ توان وارد معامله فروش شد. اگرچه، برخی از معامله­ گران منتظر می­ مانند تا پولبک ایجاد شود. به هر جهت حد سود را می­ توان به اندازه عرض کانال در نظر گرفت.

✔ بازگشت قیمت به داخل کانال

این حالت نیز می­ تواند سیگنالی برای ورود به معامله باشد. برای مثال همانند شکل زیر، در کانال صعودی اگر قیمت به خط پایینی کانال برخورد کند و نتواند آن را بشکند و دوباره به داخل کانال باز گردد می­ توان معامله خرید گرفت. برای کانال نزولی نیز اگر قیمت به خط بالایی کانال برخورد کند و آن را نشکند می­ توان معامله فروش گرفت.

بازگشت قیمت به داخل کانال

البته ناگفته نماند اگر قیمت در کانال نزولی به خط پایینی برخورد کند و برگردد نیز معامله­ گرانی هستند که وارد معامله خرید می ­شوند. عکس این امر در مورد کانال صعودی نیز صادق است.

✔ روند خنثی در نمودار های تکنیکالی

زمانی که قیمت­ ها در یک محدوده مشخص شروع به نوسان می­ کنند می­توان دو خط را به عنوان حمایت و مقاومت برایشان در نظر گرفت. برای انجام معامله در روند خنثی می ­توان دو نوع استراتژی های معاملاتی در نظر گرفت. یک استراتژی شکست سطوح حمایت و مقاومت و استراتژی دیگر بازگشت قیمت از سطوح حمایت و مقاومت است.

✔ شکست سطوح حمایت و مقاومت

شکست حمایت و مقاومت خود به عنوان سیگنالی برای ورود به معاملات در نظر گرفته می­ شود. اگر مقاومت شکسته شود می­ توان وارد معامله خرید و اگر حمایت شکسته شود می­ توان وارد معامله فروش شد، البته گاهی برای اطمینان، می­ توان از روند غالبی که پیش از این روند خنثی شکل گرفته است کمک گرفت. بدین صورت که اگر روند غالب صعودی بوده و اکنون مقاومت شکسته شده باشد معامله­ گر با اطمینان بیشتری معامله خرید می­ گیرد و اگر روند غالب نزولی بوده و اکنون حمایت شکسته شده باشد معامله ­گر با اطمینان بیشتری وارد معامله فروش می ­شود.

شکست سطوح حمایت و مقاومت

✔ برگشت قیمت از سطح حمایت و مقاومت

از آنجا که در روند خنثی هم می­ توان معامله خرید و هم می­ توان معامله فروش گرفت، اگر قیمت به حمایت برخورد کند و آن را نشکند می­ توان معامله خرید و اگر به مقاومت برخورد کند و آن را نشکند نیز می­ توان معامله فروش گرفت.

★ انجام معامله در خلاف جهت روند

استراتژی های معاملاتی در خلاف جهت روند که به عنوان”معامله­ گری معکوس” نیز شناخته می­ شود، یک روش معاملاتی است که در آن معامله­ گر با معامله در خلاف جهت روند سودهای کوچکی به دست می­ آورد و در واقع بخش بزرگی از حرکت روند را از دست می­ دهد. این بازار رونددار نزولی چیست؟ استراتژی برخلاف استراتژی پیروی از روند است؛ گاهی برخی سهام خوب، بنا به دلایلی به نحوی که باید عمل نمی­ کنند. بنابراین این سهام با عملکرد ضعیف را که حدس می­ زنید به زودی رشد خواهد کرد، پیدا می ­کنید و در تلاش هستید تا آنها را در قیمت پایین و در کف، زمانی که همه در حال فروش آن هستند بخرید و با بالا رفتن قیمت، هنگامی که در سقف قرار گرفت آنها را بفروشید و سود کسب کنید.

در استراتژی های معاملاتی در خلاف جهت روند اگر مسیری که دیگران می­ روند را دنبال کنید، فرصت­ های مناسب را از دست می­ دهید و به سود مورد نظر خود دست نمی­ یابید. اگر فقط به این دلیل که دیگران سهامی را خریداری کرده ­اند، شما نیز به سمت آن یورش ببرید موجب می­ شود دچار ضرر شوید. چون در هنگام خرید دیگران، قیمت­ ها بسیار بالا می­ رود و در هنگام فروش دیگران قیمت­ ها بسیار پایین می­ آید. به طور مثال، معامله­ گرانی که در هنگام تشکیل صف فروش، سهم را می­ خرند و با تشکیل صف خرید، سهم را می­ فروشند از همین استراتژی پیروی می­ کنند. آنها با حرکت در خلاف روند غالب امیدوارند پیش از خرید دیگران، خرید خود را انجام دهند و درنهایت فروش بزرگی نصیب­شان شود.

✔ استراتژی انجام معامله در خلاف جهت روند

در استراتژی های معاملاتی خلاف جهت روند برای تعیین بهترین ناحیه برای اجرای معاملات می­ توان از اندیکاتورهای نوع مومنتوم، محدوده­ های معاملاتی و الگوهای بازگشتی استفاده نمود. معامله­ گرانی که از این استراتژی استفاده می­ کنند همیشه باید توجه داشته باشند که سهام می­ تواند در هر لحظه روند خود را دوباره از سر بگیرد، به همین دلیل باید تکنیک های مدیریت ریسک را به طور جدی رعایت کنند؛ یعنی تا حد امکان ضررها را کوچک نگه دارند و از حد ضررهای مناسب بهره ببرند. به همین علت پیشتر گفته شد که این نوع معامله­ گران در تلاشند تا در هر معامله سودهای کوچکی از بازار کسب نمایند.

✔ مزایای انجام معامله در خلاف جهت روند

✰ فرصت­های معاملاتی بیشتر: با استفاده از استراتژی پیروی از روند، وقتی معامله ­گری در بازارهای رونددار برای ورود به معامله فقط به دنبال ایجاد پولبک­ ها باشد برای مدت زمان طولانی باید دست روی دست بگذارد و منتظر بماند. اما در معامله ­گری معکوس، معامله­ گر حتی هنگامی که قیمت در یک محدوده معاملاتی در نوسان است، در سطوح حمایت و مقاومت فرصت­ های معاملاتی بسیاری زیادی برای خرید و فروش خواهد داشت.

✰ افت­ های سرمایه­ کمتر: از آنجا که معامله­ گران خلاف جهت روند سودهای کمتر، اما به صورت منظمی، کسب می­ کنند نسبت به معامله­ گران پیرو روند با افت­های سرمایه­ کمتری نیز مواجه خواهند شد.

✔ محدودیت­های معامله در خلاف جهت روند

✰ کمیسیون­ ها: هر چه ورود و خروج به بازار بیشتر باشد، هزینه­ های معاملاتی بیشتری در پی خواهد داشت.

✰ اهمیت زمان: معامله­ گران خلاف جهت روند باید به طور مرتب بر بازار نظارت داشته باشند تا بهترین نقاط ورود و خروج برای معاملات خود را پیدا کنند. که البته می­ توانند با انجام خودکارسازی معاملات بر این مشکل فائق آیند.

✍ سخن پایانی

چه معامله­ گر پیرو روندی باشید که در بازارهای دارای روند مشغول معامله در جهت روند هستید و چه معامله­ گر معکوسی باشید که به فلسفه معروف “روند دوست شماست” اعتقادی ندارید، به طور قطع هدفتان کسب سود از بازارهای سرمایه است. این امر میسر نمی­ شود مگر آنکه بدون داشتن تعصب نسبت به استراتژی های معاملاتی ، قوانین مربوط به خود را وضع نمایید که در آن از مدیریت ریسک قوی استفاده کنید و بدانید که در معامله­ گری سادگی حرف اول را می­زند، بنابراین قوانین خود را پیچیده نکنید.

استراتژی معاملاتی سطوح حمایت و مقاومت

سطوح حمایت و مقاومت، سطوح قیمتی افقی هستند، که از اتصال سقف های نوار قیمت به یکدیگر، و همچنین از اتصال کف های نوار قیمت به یکدیگر تشکیل می شوند.

استراتژی معاملاتی سطوح حمایت و مقاومت

حمایت و مقامت چیست؟

سطوح حمایت و مقاومت، سطوح قیمتی افقی هستند، که از اتصال سقف های نوار قیمت به یکدیگر، و همچنین از اتصال کف های نوار قیمت به یکدیگر تشکیل می شوند.

سطح حمایت یا مقاومت زمانی شکل می‌گیرد که پرایس اکشن (price action) بازار معکوس می‌شود و تغییر جهت می‌دهد و همچنین نوساناتی را در بازار به جای می گذارد. سطوح حمایت و مقاومت می‌توانند محدوده‌ های معاملاتی را مانند نمودار زیر ایجاد کنند و همچنین می‌توانند در بازارهای روند دار به‌ عنوان یک عامل برگشتی بازار مشاهده شوند و نقاط نوسان را پشت سر بگذارند.

قیمت، معمولا از سطوح حمایت و مقاومت پیروی می کند، به عبارتی دیگر قیمت ها معمولا حاوی نوسان قیمتی هستند، البته تا زمانی که قیمت به واسطه این خطوط شکسته شود.

در نمودار زیر، نمونه ای از سطوح حمایت و مقاومت، حاوی قیمت در محدوده معاملاتی را مشاهده می کنیم. همانطور که در زیر می‌بینیم محدوده معاملاتی صرفاً ناحیه‌ای از قیمت است که بین سطوح حمایت و مقاومت موازی قرار دارد (قیمت بین سطوح حمایت و مقاومت در یک محدوده معاملاتی در نوسان است).

توجه داشته باشید که در نمودار زیر، قیمت در نهایت شکسته و از محدوده معاملاتی خارج شده و بالاتر از سطح مقاومت حرکت می‌کند، سپس وقتی پایین آمد و سطح مقاومت قبلی را آزمایش کرد، قیمت را ثابت نگه داشته و به عنوان حمایت عمل کرد…

نقاط نوسان در یک روند، روش دیگری برای تشکیل سطوح حمایت و مقاومت در بازار است.

به عنوان یک روند بازار، این روند به عقب برمی گردد و این اصلاح یک «نقطه نوسان»، در بازار باقی می گذارد که در یک روند صعودی مانند یک اوج و یک روند نزولی مانند یک فرورفتگی به نظر می رسد.

در اینجا نمونه‌ای از بازار است که نقاط نوسان قبلی (حمایت) را در یک روند نزولی آزمایش می‌کند، توجه داشته باشید که با بازگشت بازار برای آزمایش نقطه حمایت قبلی، سطح به عنوان مقاومت «جدید» رفتار می‌کند و اغلب قیمت را حفظ می‌کند. عاقلانه است که هنگام بازگشت و آزمایش نقاط نوسان قبلی، به دنبال یک نقطه ورود به روند باشید (سیگنال فروش پین بار را در نمودار زیر ببینید)، زیرا در این سطوح است که به احتمال زیاد روند از سر گرفته می‌شود و پتانسیل ریسک کم/ پاداش زیاد را ایجاد می کند:

چگونه می توان سیگنال‌های پرایس اکشن را از سطوح حمایت و مقاومت معامله کرد

سطوح حمایت و مقاومت «بهترین دوست» معامله‌گران پرایس اکشن هستند. هنگامی که پرایس اکشن در سطح کلیدی حمایت یا مقاومت، سیگنال ورود می دهد، این سیگنال به احتمال زیاد می تواند موقعیت خوبی برای ورود باشد. سطح کلیدی، یک محدوده در اختیار شما می گذارد تا حد ضرر خود را فراتر از آن قرار دهید و از آنجایی که این سطح شانس زیادی دارد تا نقطه تحول در بازار باشد، معمولاً یک نسبت ریسک به پاداش خوب در بازار، در سطوح کلیدی حمایت و مقاومت، شکل می گیرد.

سیگنال های ورودی پرایس اکشن، مانند سیگنال پین بار یا سایر سیگنال‌ها، امکان فاصله گرفتن قیمت از سطح کلیدی حمایت یا مقاومت را «تأیید» می کند.

در نمودار مثال زیر، شکل گیری سطح کلیدی مقاومت و استراتژی جعلی نزولی را می بینیم. از آنجایی که این استراتژی جعلی چنین برگشت تهاجمی و شکست کاذب مقاومت کلیدی را نشان داده است، احتمال زیادی وجود داشت که قیمت پس از سیگنال، روند نزولی را ادامه دهد…

نمودار مثال بعدی، به ما نشان می دهد که چگونه پرایس اکشن ناشی از سطح حمایت را در یک روند صعودی معامله کنیم. توجه داشته باشید که هنگامی که یک سیگنال خرید پین بار واضحی را دریافت کردیم (دو سیگنال پین بار در این مورد وجود دارد)، روند صعودی، آماده از سرگیری بوده و به طور قابل توجهی از سطح حمایتی کلیدی بالاتر رفته است.

مثال نمودار بعدی به ما نشان می‌دهد که چگونه گاهی اوقات در بازارهای روند دار، سطح نوسان قبلی به عنوان یک سطح حمایت یا مقاومت جدید عمل می‌کند و سطح خوبی را برای متمرکز کردن توجه به سیگنال‌های ورود پرایس اکشن فراهم می‌کند.

در این موقعیت، روند صعودی بوده و نوسان افزایش قیمت قبلی در روند صعودی، در نهایت پس از شکسته شدن و تثبیت قیمت در بالای این خط مقاومت، به سطح بازار رونددار نزولی چیست؟ حمایت تغییر کرده است. می بینیم که وقتی قیمت برای بار دوم این سطح را آزمایش کرده است، یک سیگنال ورودی پین بار خوب، ناشی از سطح اطمینان برای خرید در بازار و ورود مجدد به روند صعودی در بازار ایجاد کرد.

در نهایت، آخرین نموداری که به آن نگاه می کنیم، نمودار جالبی است. در سمت چپ نمودار به نوسان نزولی که در یک روند نزولی رخ داد توجه کنید. می‌توانید مشاهده کنید که چگونه این سطح ماه‌ها بعد، حتی پس از تغییر روند از پایین به بالا، قابل استفاده باقی ماند. پس از شکسته شدن قیمت، ابتدا به عنوان یک سطح مقاومت عمل کرد، اما زمانی که مقاومت شکسته شد، یک روند صعودی داشتیم و بعد از آن، همان سطح به عنوان حمایت عمل کرد، و اینجاست که سیگنال ترکیبی پین بار جعلی را، در نمودار زیر مشاهده می کنیم :



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.